شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٠٩ - اصناف چهارگان١٧٢٨ مردم
پرده خدا (دين و آيين) او را وسيلۀ معصيت قرار داده است).
قِسمِ سوم از افراد كسانى هستند كه هدف اصلى آنها رسيدن به دنيا و خواستههاى حيوانى است و آخرت و عبادت را وسيلۀ رسيدن به دنيا قرار مىدهند و آداب و رسوم دينداران را به خود مىگيرند و از راه عوام فريبى خود را در لباس و چهرۀ آخرت جويان قرار مىدهند و با زهد فروشى و ظاهرى آراسته به تقوى، خود را به لباس دين در آورده و آن را وسيله قرار مىدهند براى رسيدن به اهداف مادّى و دنيايى خويش و براى دست يافتن به مال و منال و خواستههاى شيطانى، كارى مىكنند كه مردم به آنها اعتماد و اطمينان كنند و امكانات خود را در اختيار آنها بگذارد. اين گونه افراد ظاهرشان ديندارى است و باطنشان دنيا خواهى كه با روحيۀ نفاق و ريا و تزوير، قصد دارند به اهداف خود برسند و چون بازار دين و ديندارى گرم است و جوّ غالب، حكومتِ مذهب است با ماسك اسلام به راه خود ادامه مىدهند.
«و مِنهم مَن اَقْعَدَهُ عن طلب المُلك ضُوءلَة نَفسه، و انقِطاعُ سَبَبِه فَقَصَرتْهُ الحالُ على حالِه فَتَحَلّىّ باسِمِ القناعةِ و تزيّن بِلِباس اَهلِ الزَّهادَةِ و ليس من ذلِكَ فى مُرَاحٍ و لا مَغدىً» (قسم چهارم از مردم كسى است كه حقارت نفس و نداشتن وسيله او را از طلب مُلك و فرمانروايى دور كرده است و اين حالت او را بر اين حال نگه داشته، پس خود را به اسم قناعت آراسته و به لباس زهد و پارسايى زينت داده است و حال آنكه نه در اندرونِ خود شب آرام مىگيرد و نه وقتى صبح مىكند داراى زهد و قناعت است).
تا اينجا حضرت دنيا طلبان را به چهار دسته تقسيم فرمودند:
١ - كسانى كه دنيا را مىخواهند ولى چون قدرت ندارند از آن كنارهگيرى مىكنند.
٢ - كسانى كه با زور و قلندرى مقامات دنيايى را به ناحق اشغال مىكنند.
٣ - آنهايى كه اعمال و عبادات آخرتى را وسيله رسيدن به دنيا قرار مىدهند، زهد