شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٠٣ - مباركى و نحوست زمان و مكان
نعيبُ زمانَنا وَ الْعَيبُ فِينا وَ لو نَطَق الزّمانُ بنا هَجانا
از زمان خود عيبجوئى مىكنيم، در حالىكه اگر زمان با ما سخن بگويد ما را سرزنش مىكند.
و اِنّ الذئب يترُك لَحم ذئب و يأكُلُ بَعْضاً بعضاً عَياناً
گرگ گوشت گرگ را رها مىكند (نمىخورد)، در حالىكه بعضى از ما بعض ديگر را آشكارا مىخورد.
و از طرفى بسيارى از اوقات اصلاً خوب و بد را نمىفهميم كه خوبى به چيست و بدى به چه. و نوعاً اگر روزگار طبق ميل ما باشد، مىگوييم چه خوب است و اگر بر خلاف ميل ما باشد مىگوييم چه بد است.
نقل مىكنند كسى روز شبنه مقدارى پول گم كرده بود و يك نفر ديگر همان پول را پيدا كرده بود، آن وقت كسى كه پول را گم كرده بود، مىگفت: شنبه عجب روز نحسى است ولى اين شخص در واقع خودش نحس بوده كه از پول خود محافظت نكرده است، حالا مىگويد اين روز بد است. پس ملاك خوبى و بدى را در قضاوتِ خود موافقت و مخالفت حوادث را با طبع و ميل نفس قرار مىدهيم و آن را نسبى مىدانيم، در حالى كه ميزان خوبى و بدى واقعى است، اگر يك چيز از نظر عاقبت سعادت باشد و با كمال و تعالى جامعه مناسب باشد، خوب است هرچند موافق ميل نفس نيست، و هرچه مآل و عاقبتش شقاوت و ذلت و انحطاط جامعه باشد، بد است، هر چند فعلاً موافق ميل طبع است.
خداوند در قرآن مىفرمايد: (عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اَللّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ)؛[١]چه بسا بسيار چيزى را ناخوش داريد در حالى كه براى شما خير است و چه بسا چيزى را دوست داريد در حالى كه براى شما بد است و خداوند مىداند و
[١]. بقره (٢)، ٢١٦.