شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٥٢ - تلخى صبر على عليه السلام در غصب خلافت
حِجَارَةٍ خُشْنٍ، وَ حَيَّاتٍ صُمٍّ، تَشْرَبُونَ الْكَدِرَ وَ تَأْكُلُونَ الْجَشِبَ، وَ تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ، وَ تَقْطَعُونَ أَرْحَامَكُمْ. الْأَصْنَامُ فِيكُمْ مَنْصُوبَةٌ، وَ الآْثَامُ بِكُمْ مَعْصُوبَةٌ».
(براستى خداوند حضرت محمد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) را برانگيخت در حالى كه بيم دهندۀ جهانيان و امين بر وحى بود و شما جمعيت عرب بر بدترين آيين بوديد و در بدترين جايگاه (حجاز) به سر مىبرديد و بين زمينهاى سنگلاخ و خشن و مارهاى كَر [كه از صداها نمىترسيدند] اقامت داشتيد، آب تيره و ناگوار را مىآشاميديد و غذاى زبر و خشن مىخورديد و خونهاى يكديگر را مىريختيد و از خويش و رحم بريده بوديد، بتها در ميان شما نصب شده بود و غرق گناه بوديد).
حضرت، زندگى مردم حجاز را در زمان جاهليت قبل از اسلام بيان مىكند، به گونهاى كه از جهت اقتصادى و خوراك و غذا كاملاً عقب افتاده بودند. در محيطى غير بهداشتى زندگى مىكردند. خوراكشان غذاهاى زبر و خشن مانند آرد و جو سبوس نشده و آرد هستۀ خرما و سوسمار بود. بت پرستى و كُشت و كشتار در ميان آنها رايج بود و فاقد تمدّن و فرهنگ بودند. اين يادآورى وضعيت زمان جاهليت براى بيان عظمت اسلام و زحمات طاقت فرساى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است براى رشد و تعالى انسانها و نجات مردم از افكار غلط و زندگى پر زحمت.
تلخى صبر على عليه السلام در غصب خلافت
«فَنَظَرْتُ فَإِذَا لَيْسَ لِي مُعِينٌ إِلَّا أَهْلُ بَيْتِي، فَضَنِنْتُ بِهِمْ عَنِ الْمَوْتِ، وَ أَغْضَيْتُ عَلَى الْقَذَى، وَ شَرِبْتُ عَلَى الشَّجَا، وَ صَبَرْتُ عَلَى أَخْذِ الْكَظَمِ، وَ عَلَى أَمَرَّ مِنْ طَعْمِ الْعَلْقَمِ».