شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٠٨ - نهى از حسادت
حضرت على عليه السلام در اين چند جمله مىفرمايد: از اين رو كه تقدير امور به دست خداست، وقتى يك نفر از شما براى برادر خود، فراوانى در همسر و مال و فرزند مشاهده كرد، نبايد براى او موجب فتنه، دشمنى و حسد گردد. زيرا بى ترديد مسلمان تا وقتى دست به عمل زشتى كه آشكار شود، نزده است تا از ذكر شدن آن بترسد و يا مردمان پست براى هتك حرمت او تحريك شوند، چنين مسلمانى (كه دامنش از گناه و آلودگى پاك است) مانند مسابقه دهنده ماهرى است كه منتظر است در همان دور اوّل برنده شود بطورى كه موجب غنيمت او شود و غرامت ضرر را از خود دفع كند.
مىفرمايد: وقتى كارها به تقدير خداوندِ سبحان و حظّ و بهرهها براى هر كسى بواسطۀ تقسيم فرشتۀ عادل، زير نظر پروردگار و طبق حكمت و مصلحت صورت گيرد، ديگر جاى دشمنى و حسادت نيست و بايد هر كسى راضى باشد. به تقسيم و تقدير خداى حكيم زيرا نظام دنيا بر اين اساس است كه عدهاى فعاليت بيشترى دارند و هوش و استعداد و هنرشان بيشتر است و در اثر فعاليت و ابتكار تمكّن مالى پيدا مىكنند و شايسته است با امكانات و درآمد خود حوائج جامعه را برآورده كنند و خيرشان به ديگران برسد. چه مادّى و چه معنوى. به قول سعدى:
نيم نانى گر خورد مرد خداى بذل درويشان كند نيمى دگر
ملك اقليمى بگيرد پادشاه همچنان در بند اقليمى دگر
خداوند در جواب كسانى كه مىگفتند چرا قرآن به مرد بزرگى از مكّه يا طائف نازل نشده است، مىفرمايد: (أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي اَلْحَياةِ اَلدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمّا يَجْمَعُونَ)؛[١]آيا آنان رحمت پروردگارت را تقسيم مىكنند؟ ما معيشت آنها را در حيات دنيا در ميانشان تقسيم كرديم و بعضى را بر بعضى برترى داديم تا يكديگر را به خدمت گيرند [با هم تعاون
زده، برنده مسابقه شود. (نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، ص ٦٩).
[١]. زخرف (٤٣)، ٣٢.