شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٨٢ - عصمت يوسف عليه السلام
عصمت يوسف عليه السلام
علت برترى انبيا آن است كه شهوت و غضب و ملكاتى را كه ضدّ قوّۀ عقليه دارند، مقهور و فرمانبردار عقل ساختند. حضرت يوسف عليه السلام در آن صحنه گناه كه مواجه با جمال زليخا شد، با آن وضعيّت دلربا عصمتى را كه از خود نشان داد براى او فضيلت و مقام ارجمندى است كه هيچ مانعى هم براى گناه وجود نداشت. خداوند در قرآن كريم مىفرمايد: (وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ اَلسُّوءَ وَ اَلْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا اَلْمُخْلَصِينَ)؛[١]آن زن از شدت ميل در وصلِ يوسف اهتمام كرد و اگر لطف خاص خدا و برهان روشن پروردگار، نگهبان يوسف نبود، او هم به ميل طبيعى به آن زن اهتمام مىكرد اين چنين او را كمك كرديم تا بدى و عمل زشت را از او بگردانيم كه همانا او از بندگان خالص و معصوم ماست.
خداوند مىفرمايد: زليخا، همسر پادشاه مصر مجلسى آراسته بود و خود را زينت كرده و درهاى خروجى را بست و به يوسف عليه السلام گفت: (هَيْتَ لَكَ)؛[٢]من در اختيار تو هستم و خود را براى تو آماده كردهام. بيا و كام دل برگير. اما حضرت يوسف عليه السلام فرمود: (مَعاذَ اَللّهِ إِنَّهُ رَبِّي[٣] أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ اَلظّالِمُونَ)؛[٤]به خدا پناه مىبرم، خداوند مقامى نيكو به من عنايت فرمود، چگونه خود را به ستم و گناه آلوده كنم، كه ستمكاران هرگز رستگار نمىشوند.
حضرت يوسف عليه السلام وقتى به زليخا جواب رد داد آن زن باز اصرار نمود و اهتمام ورزيد: (وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ) آيۀ كريمه مىخواهد بفرمايد: آنقدر وسيلۀ گناه براى يوسف عليه السلام فراهم بود كه اگر برهان روشن پروردگار براى او نبود، همّت مىگماشت، و تنها چيزى كه مانع از گناه شد، مقام عصمت و اخلاص يوسف عليه السلام بود و اينكه برهان و دليل روشن از شناخت خدا داشت و اين مقامى است كه هيچ
[١]. يوسف، (١٢)، ٢٤.
[٢]. يوسف (١٢)، ٢٣.
[٣]. در كلمۀ «اِنَّه رَبِّى اَحْسَنَ مَثْواىَ» احتمال ديگرى هم هست كه يوسف عليه السلام گفت «ربّى» يعنى ارباب من (پادشاه مصر) بهمن خدمت كرده و جايگاه مرا نيكو قرار داده است، چگونه من در غياب او به ناموسش خيانت كنم؟
[٤]. يوسف (١٢)، ٢٣.