شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٣٦ - صفات قاضى نااهل
منظور از غضب خداوند نسبت به اين گونه اشخاص حالت انفعالى كه در انسانهاست، نيست، زيرا خداوند حالت انفعالى ندارد، بلكه مراد آثار غضب يعنى عذاب پروردگار است و يا به معنى سلب فيض و احسان مىباشد، زيرا خداوند يك عدّه از افراد را در اثر نافرمانى و معصيت به حال خودشان وا مىگذارد و عنايت و توجّه خود را از آنها بر مىدارد كه اين بدترين عذاب است.
خداوند در قرآن مىفرمايد: (وَ مَنْ يُضْلِلِ اَللّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ)؛[١]هر كس را خداوند به خود واگذارد هيچ هدايت كنندهاى براى او نيست.
«فَهُوَ جائرٌ عن قصدِ السَّبيلِ» (پس او از راه ميانه و معتدل منحرف است)
«جائر» يعنى كسى كه از چيزى بر مىگردد و به چيز ديگر مايل مىشود. مشتقات جور اگر با «عن» متعدّى شود به معنى برگشت و انحراف و ميل است و اگر با «عَلى» متعدّى شود به معنى ظلم و ستم و بى انصافى است.
«و قصد السّبيل» از قبيل اضافه صفت (قصد) به موصوف (السّبيل) است كه گاهى در كلمات عرب صفت بر موصوف مقدم مىشود و به آن اضافه مىگردد: مثل «جليل القدر». و «سبيل» به معنى راه است و «قصد» يعنى ميانه و معتدل.
صفات قاضى نااهل
مىفرمايد صفات قاضى ناشايسته كه خداوند او را به خودش واگذاشته، نه چيز است:
صفت اوّل اينكه از راه حق و عدالت و انصاف منحرف شده و به باطل و ظلم و بى عدالتى گرايش كرده است.
«مشغوفٌ بكلامِ بِدْعَةٍ»
[١]. زمر (٣٩)، ٣٦.