شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢١٦ - قرآن و سنّت
جاى كلمۀ «با»، «ما» آمده است. بدين معنى كه مىفرمايد بر اين طريق وسطى (راه وسط) آنچه در قرآن ذكر شده از اصول و فروع دين مبين اسلام و نيز آثار و علائم نبوّت، همه گواه و شاهد اين راه مستقيم هستند.
«و منها مَنْفَذُ السُّنّة» (و از آن راه راست (وسط)، روش رسول خدا، بيرون مىآيد. (به ساير جاها نفوذ مىكند).
از همين راه صحيح و طريق مستقيم است كه دين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم سنّت و قول و فعل و تقرير و امضاى آن حضرت، به جامعه سرايت مىكند. يعنى فقط اين راه معتدل بدون افراط و تفريط است كه ضامن اجراى احكام اسلام و روش پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و وسيلۀ نشر آن، مىباشد. هيچ راه و روشى مانند راه مستقيم و طريق معتدل اسلام نمىتواند روش عملى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را بازگو و منتشر كند.
و اگر بخواهيم سنت پيامبر به خوبى در جامعه نفوذ كند بايد از صراط مستقيم كه نمونۀ عينى و مجسم آن در دنيا شخصيت والاى اميرالمؤمنين على عليه السلام[١] است پيروى كنيم و به خلافت بلافصل و امامت آن بزرگوار معتقد باشيم.
«و اِليها مَصيرُ العاقِبَةِ» (و عاقبت به راه وسط برمىگردد).
خداوند در قرآن مىفرمايد: عاقبتِ امرِ مردم در امور دين و دنيا به راه مستقيم و معتدل بر مىگردد.
اگر مردم سعادت و سرانجام نيك بخواهند، بايد راه مستقيم و طريق وسطى را بپيمايند و از آن تخلّف نكنند. منظور حضرت از راه وسط در اين جملات همان راه
[١]. در كتاب معانى الاخبار از امام صادق عليه السلام روايت مىكند: صراط بر دو قسم است: ١. صراط در دنيا و صراط در آخرت. امّاصراط در دنيا «فهو الامام المفترض الطّاعة» اَنَّ الصراط اميرالمؤمنين و صراط اميرالمؤمنين عليه السلام است. نقل از تفسير صافى دو جلدى، ج ١، ص ٥٤، چاپ اسلاميه.