شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٠٤ - خطاها اسب سركشاند
كه از هر بابى هزار باب ديگر باز مىشود.[١]
به هر حال على عليه السلام علومى را از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دريافت كردند كه به آنها علوم سينه به سينه مىگويند كه از قلب رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به قلب اميرالمؤمنين عليه السلام وارد شده است.
خطاها اسب سركشاند
«الا و انّ الخطايا خَيْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عليها اهلُها و خُلِعَت لُجُمُها فَتَقَحَّمَتْ بِهم فى النّار» (آگاه باشيد به تحقيق كه خطاها (گناهان) همانند اسبهاى چموشى هستند كه اهلشان بر آنان سوار كرده شدهاند و افسارشان رها شده است و سوارانشان را به آتش وارد مىكنند).
«خطايا» جمع خطيئة به معنى گناه و معصيت است و «خَيل» اسم جمع است به معنى اسبها و «لُجُم» جمع لِجام است يعنى افسار و دهنه بند. و «اقتحام» يعنى وارد شدن.
«تَقَحَّمَتْ بِهم فِى النّار»: آنها را با سرعت وارد آتش كرد.
حضرت بعد از هشدار نسبت به حوادث آينده و پيدايش اختلافات، مردم را از معصيت و نافرمانى مىترسانند و به تقوى و پرهيزكارى تشويق مىكنند. و معصيت و گناه را تشبيه مىكنند به اسبهاى چموشى كه سوار خود را به هر جا خواست مىبرد و عاقبت او را به سراشيبى و سقوط مىكشانند و اين تشبيه لطيف را اصطلاحاً تشبيه معقول (تقوا) به محسوس (اسب چموش) مىگويند گناه و فساد. حالت اسب چموش و غير رام را دارد كه به تدريج انسان را نابود مىكند. گناهكار در ارتكاب گناه مانند سوارهاى است كه بر اسب تندرو سوار شده و از خود اراده ندارد و اختيارش به دست مركب است و شخصيّت مستقلى ندارد معصيت كارى كه اختيار خود را به هواى نفس داده سرانجامش سقوط و نابودى است. گناهكار هر چند در مرتبۀ اول و
[١]. منتهى الآمال، فصل دوم، باب فضايل اميرالمؤمنين عليه السلام.