شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٤٠ - عمل به جاى شعار و تبليغات
مُشك آن است كه ببويد نه آنكه عطّار بگويد
حضرت بعد از واقعۀ جنگ نهروان دربارۀ خود مىفرمايد: «و مضيتُ بنور اللّه حين وَقَفوا و كُنت اَخْفَظَهُم صَوتاً و اَعلاهم قُوّة»[١](وقتى عدهاى در كشتن اصحاب نهروان ترديد كردند و ايستادند من به نور الهى گذشتم در آن زمان صدايم از همه پايينتر بود و از همه قوىتر بودم).
نيّت پاك رمز موفّقيت و پيروزى
كار خوب جاى خود را باز مىكند و نيّت كه پاك و صادقانه باشد ديگران را متوجّه خود مىكند. اگر ما اينقدر كه از خود تعريف مىكنيم و تملق و تمجيد از يكديگر داريم به واقعيت مىپرداختيم، چقدر در پيش بردِ هدفِ ما مؤثّر بود. تبليغاتى كه گاهى كوه را كاه مىكند و گاهى كاه را كوه، اينها بى ارزش است و بلكه اغوا و گمراه كردن ديگران و قلب واقعيت است، كه شرعاً جايز نمىباشد.
اگر انسان به جاى شعار و تبليغِ توخالى و وعدههاى كاذب، به عمل پرداخت و براى ديگران كار كرد تأثيرش چندين برابر است و از ريا و تظاهر هم به دور مىباشد.
همان سيرهاى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و ائمۀ اطهار عليهم السلام در خدمت رسانى به مردم و رسيدگى به نيازمندان داشتند.
عمل به جاى شعار و تبليغات
«و لَسنا نُرعِدُ حَتّى نُوقِعَ، وَ لا نُسيلُ حَتّى نُمْطِرُ» (روش ما بر خلاف اهل باطل است. ما رعد و برقى نداريم مگر بعد از عمل و سيل راه نمىاندازيم مگر باران بباريم).
اول كار خود را انجام مىدهيم و بعد سر و صداى آن را راه مىاندازيم. گفتار ما
[١]. نهج البلاغۀ فيض الاسلام، خطبۀ ٣٧.