شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١٣٥ - جنگ جمل و بيعت شكنى
بسم الله الرحمن الرحيم
درس هجدهم: خطبۀ هشتم
(و من كلام له عليه السلام يعني به الزبير في حال اقتضت ذلك):
يَزْعَمُ أَنَّهُ قَدْ بَايَعَ بِيَدِهِ، وَ لَمْ يُبَايِعْ بِقَلْبِهِ فَقَدْ أَقَرَّ بِالْبَيْعَةِ وَ ادَّعَى الْوَلِيجَةَ، فَلْيَأْتِ عَلَيْهَا بِأَمْرٍ يُعْرَفُ، وَ إِلَّا فَلْيَدْخُلْ فِيَما خَرَجَ مِنْهُ.
اين كلام قسمتى از خطبۀ حضرت على عليه السلام است چون به يك كلام كوتاه خطبه نمىگويند و مرحوم سيد رضى مىفرمايد: مقصود حضرت در اين كلام، زبير بن عوام پسر عمۀ خودش، مىباشد و سيّد رضى قسمتى از خطبه را نقل كرده. شايد در قسمتهاى ديگر شواهدى هست كه مىرساند منظور زبير است.
جنگ جمل و بيعت شكنى
همانطور كه در خطبۀ ششم ذكر شد، بعد از قتل عثمان مردم، از جمله طلحه و زبير با على عليه السلام بيعت كردند و بعد چون حضرت حاضر نشد آنان را در امر خلافت به كار بگيرد و به آنها فرمود شما فقط با قوّت و يارى مرا كمك كنيد[١]، به تحريك معاويه براى حكومت بر بصره و كوفه كه تحت ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام بود، حركت كردند بسوى مكّه و بعد از آن بعنوان خونخواهى عثمان با ششصد نفر اسب سوار در يك جمعيت هزار نفرى و يا نهصد نفرى حركت كردند به سوى بصره[٢]، و عايشه را سوار بر شترى قوى و دلاور نمودند كه يكى از مخالفين اميرالمؤمنين عليه السلام به او اهدا كرده بود
[١]. نهج البلاغۀ فيض الاسلام، كلمۀ قصار ١٩٣.
[٢]. الكامل فى التاريخ، ابن اثير، ج ٣، ص ٢٠٨.