شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١١٧ - آينده نگرى و احتياط
كسانى هم كه مىگويند به تو كمك مىكنيم دروغ مىگويند. رستگار و پيروز كسى است كه اگر پر و بال و امكانات دارد قيام كند و اگر يار و ياورى ندارد خود را از درگيرى سالم نگه دارد و جان خود و اطرافيان را به خطر نيندازد.
مهمترين درسى كه اين دو جملۀ اميرالمؤمنين عليه السلام به ما مىدهد اين است كه انسان بايد هميشه در تصميمگيرىها، مخصوصاً در امور مهم سياسى و اجتماعى آينده نگر باشد و حساب نيروهاى خود را بكند و با نداشتن ابزار و نيروى لازم دست به كارهاى مهم نزند و احساسات خود را كنترل كند و با منطقِ عقل و انديشه قدم بردارد.
موقعيت على عليه السلام بعد از رحلت مردم با ابوبكر طورى بود كه نمىتوانست هيچ اقدامى براى احراز خلافت داشته باشد و تبليغات اكثراً به نفع خليفۀ اول بود و كسى از حضرت حمايت نمىكرد. لذا حضرت صلاح دين را در اين ديد كه براى حفظ اسلام و اتحاد مسلمين براى مدتى ساكت باشد تا اوضاع اجتماعى بطور طبيعى با ناكارآمدى خلفاى ثلاثة و اشتباهات زياد آنها، به نفع حضرت تغيير كند.
«هذا ماء آجن، و لقمة يَغُصُّ بها آكلها» (اين خلافت آبى است آلوده و لقمهاى است كه خورندۀ آن گلوگير مىشود).
مىفرمايد: اين خلافت را كه مرا به آن دعوت مىكنيد آب متعفّن و لجن زار است و اين دعوت شما لقمهاى است گلوگير كه هيچ لذّتى ندارد و بهتر است از حق خود چشم پوشى كنم و منتظر باشم. در واقع حضرت مىخواهد بفرمايد فكر نكنيد خلافتى را كه به من پيشنهاد مىكنيد براى من خوشى است و من طالب آن هستم.
خلافت براى من جز مسئوليت و زحمت چيز ديگرى نيست.
«و مجُتَنِى الثّمرةِ لغير وَقتِ ايناعها كالزّارع بغيرِ اَرضه» (و چينندۀ ميوه قبل از وقت رسيدنش مانند كشاورزى است كه در زمين ناقابل كشت مىكند).
حضرت به عنوان بيان علت خوددارى از قيام براى گرفتن خلافت و حكومت