شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ١١٢ - افشاى توطئ١٧٢٨ ابوسفيان
مسلمانان جنگ برپا كند تا به جان هم بيفتند و بعضى بعض ديگر را بكشند و اين سبب نابودى دين بشود. ابوسفيان كه در سال هشتم هجرى در فتح مكّه به ظاهر اظهار اسلام كرد وقتى موقعّيت را براى اختلاف افكنى مناسب مىبيند و مىداند كه سهمى در خلافت ندارد، دست به چنين توطئهاى مىزند و الاّ چنين پيشنهادى از روى ارادت و علاقه به على عليه السلام نبود. او دنبال فتنه بود، و به قول معروف مىخواست آب را گل كند و ماهى بگيرد. چون از قلب ابوسفيان روشن بود كه ايمان نياورده است.
مىگويند وقتى عموى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم (عبّاس بن عبدالمطلب)، ابوسفيان را براى مشاهدۀ عظمت سپاه اسلام، بيرون مكّه آورد، هنوز لشكر اسلام وارد مكّه نشده بود و او بر حسب ظاهر با پيامبر بيعت كرده بود. وقتى لشكر اسلام مى خواستند وارد مكّه شوند، ابوسفيان، جايى ايستاده بود و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بين يك تيپ پانصد نفرى خيلى با جلال و جبروت حركت مىكرد كه دشمنان مخصوصاً ابوسفيان ببينند و ديگر به فكر فتنهگرى نباشند. آن وقت همين طور كه لشكريان اسلام و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم حركت مىكردند ابوسفيان وضع پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و لشكريان اسلام را ديد، در اين موقع ابوسفيان رو كرد به عباس عموى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و گفت: پسر برادرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم چه مُلك و سلطنتى پيدا كرده است! عباس در جواب گفت: اين مُلك نيست بلكه نبوّت است. به هر حال ابوسفيان باطناً ايمان به اسلام نداشت. وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رحلت فرمود و مردم با ابوبكر بيعت كرده بودند از آن طرف عدّهاى مرتد شده و عدهاى هم ادعاى نبوّت كرده بودند و دولت روم هم لشكر آماده كرده بود تا به مكّه و مدينه هجوم بياورند و فقط منتظر بودند تا يك جنگ داخلى بين مسلمين ايجاد شود. در اين موقعيّت حساس زمانى بود كه ابوسفيان مىخواست فتنهاى ايجاد كند و با ايجاد اختلاف زمينه را براى هجوم بيگانگان فراهم آورد. منقول است ابوسفيان به امام على عليه السلام گفت شما براى قيام، از خانه بيرون بيا. من خودم حاضر هستم در عرض بيست روز، بيست هزار مرد شمشيرزن از بنى اميّه آماده به خدمت، در اختيار شما