مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٩٦ - تحلیل فلسفی تکامل
کار فیلسوف که تمیز دادن امور اعتباری از امور حقیقی است، شکافتن همینجور مسائل است، که یک تکامل را که یک مجاز در آن دخالت دارد با تکامل واقعی اشتباه نکنند. مثلا درباره ادیان که لفظ «تکامل» به کار برده میشود، از باب همان تکامل مجازی است: فسخ شدن پارهای از قوانین دین سابق و جانشین شدن قوانین جدید بجای آن، نه متحول شدن واقعی آن به این.
در اینجور موارد که تکامل از نوع تکامل اعتباری است یک تکامل حقیقی نیز وجود دارد و آن تکامل انسان است؛ یعنی ابزاری فسخ میشود و ابزار دیگری بجای آن میآید، ولی وقتی خوب دقت کنیم میبینیم جامعه انسانی از نظر فرهنگی و علمی تکامل پیدا کرده است. این تکامل، تکامل واقعی است، منتها همین تکامل را از نظر فرد که حساب بکنیم یک نحو تکاملی است و از نظر نوع، نحو دیگر است و شکل داروینی به خودش میگیرد یعنی هر نسلی مقدمه تکامل نسل دیگر است. اگر مسأله وحدت حقیقی داشتن جامعه ثابت شود (و حتی آقای طباطبائی هم معتقدند از قرآن هم چنین مطلبی استفاده میشود) در این صورت اصلا تکامل اجتماعی انسان تکامل داروینی هم نیست، تکامل واقعی است. در اینکه در اثر تجربه با ابزار، انسان تکامل پیدا میکند [تردیدی نیست] و به قول حکمای ما انسان یک موجود مکتفی به ذات نیست الّا در انبیاء که بدون استفاده از عوامل اعدادی میتوانند رو به کمال بروند. انسانهای معمولی احتیاج دارند به علل اعدادی و شرایط محیط، ولی این معنایش این نیست که آن علل و شرایط دارند متحول میشوند، باز هم این انسان است که در اثر برخورد با شرایط، متحول و متکامل میشود.
خلاصه آن چیزی که به دقت فلسفی واقعا از نقص به کمال میرود و وجودش متکامل میشود انسان است. ابزار، وجود ناقصش متبدل به کامل نمیشود، بلکه ناقص کنار میرود، کامل جای آن را میگیرد و این مطلب خیلی روشن است و هیچ جای تردید و بحث نیست.
اینها که تکامل ابزار را علت اصلی همه تکاملهای جامعه میدانند تکامل انسان را نادیده میگیرند و تکامل انسان را معلول تکامل ابزار میدانند، در صورتی که ما دو نوع تکامل داریم: تکامل اعتباری و تکامل حقیقی. تکامل اعتباری مربوط به ابزار است، و انسان است که به ابزار تکامل میبخشد و با تکامل حقیقی خودش تکامل اعتباری به ابزار میدهد؛ و نیز ما این مطلب را منکر نیستیم که ابزار و طبیعت به عنوان