مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٩٧ - آیا حقیقت متحول و متکامل است؟
است، یعنی در واقع خارج است در حالی که ظهور دارد در نزد ما؛ یعنی یک وجود ظهوری است نسبت به خارج و یک وجود فی نفسه و عینی است نسبت به خودش که علم است. از جمله اعتبارات ذهن انسان این است که تجرید میکند اعتبارا؛ یعنی یک امری که موجود در ذهن هست، از خود وجود ذهنی تجرید میشود و نفس وجود ذهنی لحاظ نمیشود. با اینکه ملحوظ ما در واقع و نفس الامر خود وجود ذهنی است، ولی خود وجود ذهنی ملحوظ نیست؛ و این معنی مکرر در کلمات [حکما] آمده است، میگویند ذهن تخلیه میکند. با اینکه این تخلیه به قول جامی عین تحلیه است، ولی در عین حال ذهن قدرت تخلیه دارد؛ یعنی وقتی شما میگویید: زید قائم یوم الجمعه، کأنه ماهیت منفک از وجودین را اعتبار کردهاید، بعد میگویید آن انطباق دارد با واقعیت خودش؛ نه اینکه اینجا گویی شخص از خارج یک وجودی را دارد میبیند، در ذهن زید میبیند و این دو وجود (ذهنی و عینی) را بخواهد با هم منطبق کند. اصلا وجود ذهنی لحاظ نمیشود و همینقدر که وجود ذهنی لحاظ بشود دیگر انطباق معنی ندارد. همیشه وجود ذهنی باید غیر ملحوظ باشد و ماهیت مجرد از وجود اعتبار بشود تا قابل انطباق بر خارج خودش باشد؛ و حقیقت بودن که انطباق یک اندیشه و قضیه است با واقع، انطباق ذهنی با وجود عینی است، اما نه انطباق وجود ذهنی از آن جهت که وجود ذهنی است، بلکه انطباق موجود در ذهن بدون اعتبار وجود ذهنی، با امر عینی. از این جهت است که شما میبینید صدق آن دائمی است؛ و حتی صدق آن دائما، ملازم با این است که این وجود ذهنی شما دائم باشد. مثلًا «زید قائم یوم الجمعه» که ازلا و ابدا بر مصداق خودش صدق میکند با اینکه ذهن ما ازلا و ابدا وجود ندارد، برای این است که این قضیه از وجود ذهنی تخلیه شده است؛ آن را که در ذهن خود اعتبار میکنیم، در اعتبار خودمان از وجود ذهنی منفک و به صورت یک معنای مجرد از وجودین میبینیم؛ آن چیزی است که برای همیشه انطباق دارد؛ ولو اینکه در واقع الآن ذهن ماست که آن را ساخته است و موجود است به وجود ما که اگر ما نباشیم آن وجود ندارد، ولی در عالم اعتبار ما مطلب اینچنین است، اعتبار ما تابع ماست، اما در معتبر ما هیچ چیزی اخذ نشده است، نه وجود ما، نه زمان و نه مکان [١].
[١]. اشکال: این مصادره است، ما یک وجود مطلق را فرض کردیم و این اعتبار را. در واقع مسأله میشود «مبنائی» و اگر کسی ماهیت مطلق و ازلی و ابدی را قبول نکند باز این حرف ما دردش را دوا نمیکند.