مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٥ - فلسفه اسلامی پیش از ملا صدرا
میشود که از عمر این مسأله بیش از سه چهار قرن یا کمی بیشتر نمیگذرد. این نکتهای بود که اولین بار اینجانب در دوازده سال پیش متوجّه آن شد و در پاورقیهای اصول فلسفه آن را منعکس کرد و خوشوقت است که میبیند از آن تاریخ به بعد این جهت مورد توجه فضلا واقع شده است. نه تنها در استناد به مکتب مشّاء و اشراق مسامحه و اشتباه رخ داده است، در نسبتهایی که به خود علمای اسلامی نسبت داده نیز این اشتباهات زیاد به چشم میخورد. ما در آخر به عنوان نمونه مسأله معروف «وجود ذهنی» را از این نظر تحلیل خواهیم کرد.
ولی در مقابل همه این مشکلات، این جهت را باید یادآوری کرد که تحقیق در «سیر فلسفه در جهان اسلام» در چهار قسمتی که ذکر شد یک زمینه صد در صد بکر و دست نخورده است، نه در غرب روی این زمینه کار درستی شده و نه در شرق، و شایسته است دانشکده محترم الهیات یک کرسی برای این کار تأسیس کند.
برای اینکه فلسفه اسلامی را قبل از صدرا بشناسیم لازم است نگاهی اجمالی به مجموع تغییراتی که در این زمینه به عمل آمده بکنیم تا ببینیم چه مقدار از این تغییرات قبل از صدرا و چه مقدار به وسیله صدرا و چه مقدار احیاناً بعد از صدرا پیدا شده است. البته آنچه به وسیله صدرا یا متأخرین وی صورت گرفته است من نباید بحثی بکنم، دوستان و همکاران عزیزم باید در اینباره سخن بگویند، آنچه ضمن عرایض من راجع به خود صدرا ذکر میشود استطرادی و استجراری است.
همه میدانیم اسکلت اصلی فلسفه اسلامی فلسفه یونانی و اسکندرانی است. باید ببینیم مسلمین از زمانی که تنها به ترجمه و تدریس گفتههای پیشینیان قناعت نکردند و خود به عنوان محقق و شارح وارد میدان شدند یعنی از زمان «الکندی» به بعد چه کردند؛ آیا تحقیقاتشان از حدود بازگو کردن آنچه از دیگران آموختند تجاوز نکرد و حداکثر تلفیق و ترکیبی از نظرات مختلف به عمل آوردند یا بیش از اینها بود؟
تا آنجا که اینجانب مطالعه کرده است و فعلًا به یاد دارد- بدون آنکه مدعی کافی بودن مطالعاتش باشد، بلکه فقط مدعی است که آنچه میگوید مفتاحی است برای مطالعات کاملی در این زمینه که به وسیله خود او یا دیگران بعداً صورت گیرد- مسائل فلسفه اسلامی را از این نظر باید به چهار قسم تقسیم کرد:
١. مسائلی که تقریبا به همان صورت اولی باقی ماند و مسلمین هیچ گونه تصرف یا تکمیلی در آن به عمل نیاوردهاند یا آنچه کردهاند به قدری نبوده که شکل و قیافه