مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٥ - نظریه « خلق جدید » عرفا
«ماهیتها» است. ولی بنابر حرکت جوهری این مطلب درست نیست، چون لازمه حرکت جوهری این است که یک وجود سیال متّصلی باشد یعنی وجودی که در طول زمان یک شئ است که استمرار دارد. بنابر حرکت جوهری، شئ متحرک که حرکت میکند در جوهر یا در عرض معینی متّصف میشود به وجود عرضش، این مؤید نظریه وجود سیال است، نه اینکه معدوم شود و موجود گردد. در حرکت جوهری «موجود و معدوم شدن» در کار نیست.
موضوع حرکت به یک اعتبار ماده است و به اعتبار دیگر موضوع حرکت و مافیه الحرکة یک چیز است و اختلاف موضوع و مافیه الحرکة به اعتبار لا بشرط و بشرط لا است مثل بیاض و ابیض.
در باب حرکت جوهری هم همین است، چون حرکت قائم به ذات است. در حرکت عرضی «ماقام به الحرکة» غیر از حرکت است.
در حرکت عرضی موضوعش جوهر است، و ما فیه الحرکة که خود عرض است؛ یعنی متحرک جسم فی البیاض.
از نظر صدر المتألّهین خلق «جدید» درست است.
تا قبل از صدر المتألّهین کسی نمیگفت عالم آنا فآنا تجدید میشود، چون حرکت جوهری قائل نبودند، [میگفتند] صورتها باقی است مانند صورت سنگ و خورشید و فلک، ممکن است میلیونها سال باقی باشند و اما صورت خاک اگر به صورت نبات تبدیل شود آناًفآناً نیست. اعراض متغیرند نه جوهر. بنابر این نظریه عرفا در نزد حکمای قدیم هیچ درست نیست ولی به حرف و عقیده ملا صدرا [که] عالم آناًفآناً موجود میشود درست است (بل هم فی لبس جدید ...) ولی نه به معنی تجدید انفصالی.
انواع غیر متناهیاند. بنابراین با اعتقاد به اصالة الماهیة محال لازم میآید چون لازم میآید نامتناهی محصور بین حاصرین باشد ولی اگر وجود را اصیل دانستیم این ماهیات نامتناهی از مراتب وجود انتزاع میشوند.
صدر المتألّهین در جلد دوم اسفار فن پنجم که در آن بحثی درباره حرکت جوهریه کرده است تحت این عنوان: «فی أنّ نحو وجود الأجسام الطبیعیة لیس الّا علی سبیل التجدد و الانقضاء و الحدوث الاستمراری من غیر دوام و لا بقاء» در این فن فصولی ذکر کرده است؛ در برخی از آن فصول کلمات قدمای فلاسفه از قبیل ارسطو تا