مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٣ - چگونه عقل صور خیالیه را مطالعه می کند؟
از این گونه وحدت نفس که از آن به «وحدت در کثرت و کثرت در وحدت» تعبیر میشود نبوده است. از این رو پرسش کننده و پاسخ گوینده، هر دو مطالعه عقل صور خیالیه را، مفروض و مسلّم گرفتهاند.
مسأله تجرد قوه خیال، از نظر معرفة النفس اهمیت فوق العاده دارد و در حقیقت انقلابی در معرفة النفس فلسفی است. بنابر آنچه قدما- امثال بوعلی- میگفتند، انسان مرکب است از جوهری عقلانی و از بدن، تمام قوای ادراکی کیفیاتی بدنی میباشند و با فنای بدن فانی میگردند، تنها قوهای که باقی میماند قوه عاقله است که به اصل خود باز میگردد. ولی با اثبات نوعی تجرد برای قوه خیال ثابت میشود که انسان دارای سه نشئه وجودی است: نشئه مادی و بدنی، و نشئه صوری و برزخی، و نشئه عقلانی. نشئه صوری و برزخی نشئهای است متوسط میان نشئه مادی و نشئه عقلانی. آنچه در عصر ما عدهای درباره عالم ارواح بدان معتقدند و گروهی سخت از آن دفاع میکنند منطبق است با آنچه حکمای اسلامی آن را نشئه صوری و برزخی و متوسط میان نشئه مادی و عقلانی مینامند.
اثبات این نشئه با برهان فلسفی و وارد کردن آن در عالم فلسفه از مختصات فلسفه صدرایی است. وی مکرر در کتابهای خود درباره آن بحث کرده است و در مواردی صریحا یا به اشاره میگوید که ما اول کسی هستیم که این مطلب را اثبات کردهایم. در مباحث «عقل و معقول» اسفار ضمن فصلی که تحت عنوان «فی انّ المدرک للصور المتخیلة ایضا لابدّ و ان یکون مجردا عن هذا العالم» باز کرده است، میگوید:
«هر چند این مطلب با آنچه عموم حکما بدان معتقدند، حتی شیخ الرئیس و پیروانش، مخالف است؛ لکن آنچه از آن باید پیروی کرد برهان است نه شخصیتها.
ترجیح جانب شخصیتها بر جانب برهان چیزی شبیه ترجیح محسوس بر معقول است. محسوس را نباید بر معقول مسلط کرد، بلکه معقول باید قاهر بر محسوس باشد.» [١]
آنگاه پس از ذکر براهینی بر مدعای خویشتن، میگوید:
[١]. اسفار، چاپ سنگی، ج ١/ ص ٣١٧.