مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢ - چگونه عقل صور خیالیه را مطالعه می کند؟
جوابی که در این کتاب نقل شده آن قدر مغلوط و مشوّش است که نمیتوان چیزی از آن فهمید و نظر به اینکه در حال حاضر نسخه دیگری پیش ما موجود نیست از توضیح جواب بوعلی معذوریم.
اما ناچاریم این اندازه خود توضیح دهیم که اگر صور خیالیه را مادی محض بدانیم پاسخی برای سؤال بالا نخواهیم یافت. ادراک نفس ناطقه صور خیالیه را، به علم حضوری است نه علم حصولی، زیرا اگر فرض کنیم که علم حصولی باشد ناچاریم ادراک آن صورتها را به وسیله یک سلسله صورتهای دیگر بدانیم که لزوما آنها هم از سنخ صور جزئیه خیالیه خواهد بود، اشکال عود میکند که عقل صورتهای صورتها را که آنها نیز علی الفرض مادی هستند چگونه درک میکند؟ حقیقت این است که نفس ناطقه که صور خیالیه را درک میکند به علم حضوری درک میکند و این خود دلیل نوعی تجرد قوه خیال است یعنی دلیل بر این است که قوه خیال در جسم و یا در قوه جسمانی حلول ندارد، بلکه به نوعی قائم به ذات است.
از اینجا میتوانیم بر سؤال خرده بگیریم که صورت مسأله را چنین طرح کرده است: «عقل صور خیالیه را چگونه مطالعه میکند؟ ...».
قوه عاقله هرگز صورت خیالیه را مطالعه نمیکند. این طرز تفکر از آنجا پیدا شده است که دیدهاند نفس در عین ادراک معقولات، صور خیالیه را نیز درک میکند. چنین گمان رفته است که قوه عاقله در مقام شامخ خود صور خیالیه را مطالعه میکند. پنداشتهاند وحدتی که انسان در خویشتن احساس میکند و میبیند یک چیز است که هم تعقل میکند و هم تخیل و هم احساس، از آن است که قوه عاقله همه اینها را مطالعه میکند. ولی این طرز تفکر اشتباه است. قوه عاقله معقولات را درک میکند و بس. صور خیالیه را قوه خیالیه درک میکند همچنانکه صور حسیه به وسیله یک سلسله قوای حسیه درک میشود و در هر مرتبهای قوه ادراک کننده با صورت ادراک شونده متحد است؛ یعنی هر صورت ادراک شده در هر مرتبه از مراتب که قرار بگیرد، ادراک کننده نیز هست. نفس خود حقیقتی است دارای مراتب و درجات؛ در مرتبه حس، حس است و در مرتبه خیال، خیال و در مرتبه عقل، عقل. راز اینکه انسان در خود وحدت بیشائبهای را ادراک میکند و میبیند یک «من» است که همه اینها را درک میکند همین است. این است که میگویند: «النفس فی وحدتها کل القوی».
در فلسفههای معاصر بوعلی که این پرسشها و پاسخها مطرح بوده است، سخنی