مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠٨ - تفسیر دوم نفی در نفی
توضیح به تخممرغ مثال میزنیم که مبدأ، اعتبار میشود و تز است و فرض میکنیم که مرحله بعد مرحله جوجه است و آنتیتز است. مرحله بعد مرحله مرغ است و سنتز. ولی اگر مرحله را از جوجه شروع میکردیم مطلب به شکل دیگری بود، و همچنین اگر از ماقبل تخممرغ شروع میکردیم. اگر از جوجه شروع کنیم همین جوجه که آنتیتز بود میشود تز، و مرغ میشود آنتیتز، سنتز هم ندارد، چون با مردن مرغ به قول اینها تغییر مکانیکی پیدا میکند و تحول دیالکتیکی پیدا نمیکند. این یک بیان.
دکتر ارانی در کتاب ماتریالیسم دیالکتیک به این مطلب تصریح میکند که نمیشود حرکت دیالکتیک را یک درمیان حساب کرد. او به این مطلب توجه کرده است که روی حسابهای مادی نمیتوان یک درمیان حساب کرد هرچند هگل میتوانست اینجور حساب کند، چون او تقدم و تأخرها را رتبی میدانست نه زمانی، از یک جا شروع میکرد و به یک جا پایان میداد؛ ولی طبق نظر مادیین که اول و آخری در کار نیست، باید مراحل را نسبی دانست.
ممکن است کسی بگوید روی اصول مادی هم میشود برای طبیعت یک جریان غیر متناهی تصور کرد و مراحل را یک درمیان حساب کرد، هرچند که اول و آخری برای آن نمیشود تصور کرد.
روی این احتمال باید گفت: تخممرغ تز است واقعا، گو اینکه سنتز است نسبت به مراتب قبل، و آنتیتز تخممرغ جوجه نیست، آن نطفهای است که در تخممرغ هست و استعداد جوجه شدن دارد، چون تخممرغ اگر در شرایط خاصی قرار بگیرد، آن نطفه مبارزه با تخممرغ بودن را شروع میکند و میکوشد وضع تخم بودن را برهم بزند، مبارزهای میان عواملی که میخواهند تخممرغ را به وضع موجود نگهدارند و نطفه که میخواهد بیرون بیاید و تخممرغ را تبدیل به جوجه کند درمیگیرد. پس آنتیتز، آن نطفهای است که اینجا وجود دارد، و چون نطفه حالت نو است و حالت تخممرغی حالت بالفعل و کهنه، مبارزه به پیروزی حالت نو منتهی میشود و تخممرغ تبدیل به جوجه میشود و به قول اینها یک حرکت کمّی انجام میگیرد و یکمرتبه تغییرهای کمّی تبدیل به تغییر کیفی میشود به طوری که ماهیت تخم عوض میشود و تبدیل به جوجه میگردد. پس جوجه روی این حساب سنتز میشود، نه اینکه جوجه آنتیتز و مرحله بعد از تخممرغ باشد، بلکه نطفه مرحله آنتیتز است و جوجه مرحله سنتز. بعد همینکه جوجه شد، باز در جوجه دو قوه وجود دارد: یک قوهای که میخواهد جوجه را به حالت