مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠٣ - محرک اول
پس اینکه آقایان میگویند حرکت طبیعت را خود طبیعت میتواند توجیه کند، چه از راه تضاد که از نظر ما عامل بیرونی به شمار میرود و چه [از راه] قوای طبیعی که متحد با شئ است، حرف نادرستی است و نمیتواند حرکت طبیعت را توجیه کند. پس نتیجه این میشود که: این حرفی که اینها بدون تعقل میگویند که وجود و هستی مساوی با حرکت است؛ اولا مطلق هستی مساوی با حرکت نیست، بلکه تنها طبیعت است که متحرک است. ثانیا اصل متحرک بودن طبیعت تنها با ماوراء الطبیعه قابل توجیه است نه با فلسفه آنها و نوبت به علت بودن تضاد نمیرسد، چون معنای «طبیعت مساوی با شدن است» این است که تمام عالم طبیعت در حرکت است و هرچه ثبات فرض کنیم ساخته ذهن ماست و اگر میگوییم- مثلًا- این پرتقال در لحظه قبل بود، از جهت این است که ما علم به آن داشتیم و حیثیت ذات علم ثبات است، در ذهن ما ثبات دارد، و الّا در واقع به تمام وجودش در هر آنی غیر از آن چیزی است که در آن قبل بود. البته بین مراتب وجودش وحدت اتصالی هست، نه اینکه از یکدیگر منفصل باشند، ولی همین وجود متصل، تا بینهایت قابل تقسیم به گذشته و آینده است.
بنابراین عالم ما دائماً در حال حدوث است، و روشن است که نیاز به علت ماورائی دارد. برای روشنتر شدن مطلب فرض میکنیم که عالم اصلًا نبود و نیست مطلق بود و یکدفعه و در یک «آن» موجود میشد، آیا نیاز به علت داشت یا نداشت؟
قهراً نیاز به علت داشت. حالا چه فرق است میان حدوث در یک «آن» و حدوث دائم؟ از سوی دیگر این حرف بیمعناست که بگوییم: «مرتبه سابقه که معدوم است علت ایجادی مرتبه بعدی است». علت ایجادی باید با معلول خودش معیت داشته باشد؛ چون ایجاد، متقوم به موجد است؛ ایجاد بدون موجد محال است؛ چون ایجاد و وجود یکی است. اینکه فکر میکنند موجدی هست و ایجادی و وجود غیر از ایجاد شئ است، فکر غلطی است؛ خیال میکنند موجد ایجاد میکند وجودی را و آن را بیرون خودش قرار میدهد، [و حال آنکه] وجود عین ایجاد است و ایجاد متقوم به موجد است. پس علت موجده همیشه باید همراه شئ باشد.
پس به روشنی ثابت میشود که این عالم یک زایلی است [و] یک عالم دیگری هست که عالم ثبات است و این عالم فیض خودش را از آن عالم دارد و دائما این عالم در حال خلق شدن و به وجود آمدن است؛ و از همینجاست که عرفا میگویند «هر زمان نو میشود دنیا و ما». البته آنها بین مرتبه سابق و مرتبه لاحق پیوند و اتصال قائل