مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠٠ - محرک اول
مسأله [محرک اول] ارسطویی در واقع اثبات ماوراء الطبیعه است از طریق حرکت. مادیین هم که اینهمه دست و پا میکنند که تضاد را علت حرکت بدانند برای این است که این برهان را از قابلیت اثبات ماوراء الطبیعه بیندازند.
برهان محرک اول مبتنی بر مقدماتی است که در درس پیش ذکر شد. البته همه مقدمات را حکما به عنوان مقدمات این برهان ذکر نکردهاند و در هیچ جا به این ترتیب نیامده است و ما آنها را تحت این نظم درآوردهایم زیرا بدون این مقدمات اثبات آن ممکن نیست. این مقدمات به طوری که در درس پیش گفته شد عبارتند از:
١. کل متحرک یحتاج الی محرک غیره.
٢. کل متحرک طبیعی- ای جسم أو جسمانی- متحرک بحرکة عرضیة فاعله المباشر القریب نفس الطبیعة. پس فاعل مباشر یک حرکت نمیتواند یک عامل بیرونی باشد مگر اینکه جسم حرکت بالعرض داشته باشد، یعنی خودش حرکت نکند بلکه شئ دیگری حرکت کند و آن جسم به تبع حرکت کند، مثل شیئی که در اتومبیل است و به تبع اتومبیل حرکت میکند چون مکانش حرکت میکند، و الّا خود شئ حرکتی ندارد.
پس مقدمه دوم این است که فاعل مباشر هر حرکت جسمانی قوهای است در درون آن شئ که نام آن قوه را «طبیعت» میگذارند. پس منشأ تمام حرکات طبیعی طبیعت است. حالا اینکه خود طبیعت جوهر است یا عرض، مطلب دیگری است. شیخ اشراق ادعا کرده است که طبیعت عرض است و به او جواب دادهاند که طبیعت نمیتواند عرض باشد، چون اگر عرض باشد باید مستند به یک امر جوهری باشد.
٣. هر امر طبیعی و جسمانی که در عالم زمان و مکان وجود دارد متغیر و متحرک است، زیرا هرچه که در طبیعت هست یا جسم است یا تعلق به جسم دارد و جسم در هر صورت به نحوی متغیر است ولو حرکت «أینی» باشد. بنابراین هر امر جسمانی چه از نوع جوهر یا صور نوعیه (طبیعت) باشد و چه از اعراض، متغیر و متحرک است.
٤. عامل ایجادی هر شئ با آن شئ معیت دارد و حرکت هم که نیازمند به علت است، محال است آن علت زمانا از آن انفکاک داشته باشد. عاملهایی که انفکاک دارند عاملهای مع الواسطه هستند، و لهذا معتقدند که در حرکتهای قسری که جسم حرکت میکند عاملی که ضربه وارد میکند عامل حرکت نیست، عاملی است که منشأ تغییری در جوهر و طبیعت شئ میشود و خود طبیعت شئ است که شئ را حرکت میدهد.