مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩٦ - مبدأ میل
حرف این است که اگر ما شئ را حرکت دهیم تا ابد حرکت کند و حال آنکه چنین نیست و شئ پس از مقداری حرکت سکون پیدا میکند، میتوانند یک جواب واضحی بدهند و آن اینکه در اینگونه موارد، شئ با هزاران مانع روبروست و این مانعها هستند که جلوی حرکت آن را میگیرند، و اگر فرض شود که مانعی در کار نباشد حرکت تا ابد ادامه خواهد یافت، و البته این فرض تحقق خارجی ندارد و تنها فرض است؛ ولی معتقدند که این فرض، بهتر از فرضهای دیگر میتواند واقعیتهای عینی را توجیه کند، که اتفاقاً این فرضیه برابر با فرضیهای است که ما در باب حرکت داریم و در باب «قسر» از اسفار بحث شده است.
بنابراین اگر فرض شود که شئ حرکتی را که به او بدهند جبرا حفظ کند، تکلیف نیاز حرکت به علت چه میشود؟ به این اشکال یک جواب جدلی میتوان داد و یک جواب حلّی.
جواب جدلی این است که بنای کلام آقایان هم بر نیاز حرکت به محرک است، لذا میگویند تضادها علت حرکتهاست.
جواب حلّی این است که حرف آنها در خلأ است ولی در عالم خلأ محض که نداریم، بنابراین اجسام اگر بخواهند در شرایط موجود (عدم خلأ) حرکت کنند، و لو به جهت وجود عوایق، نیاز به علت محرک دارند، منتها از نظر فیزیک جدید، این علت، علت تغییر است و از نظر فلسفه قدیم، علت، علت خود حرکت است. ولی در اینکه در شرایط موجود طبق هر دو نظر نیاز به علت هست بحثی نیست. لذا مادیین امروز هم تکیهشان روی این اصل نیست که حرکت نیاز به محرک ندارد چون این حرف تنها بر فرض خلأ محض است؛ و از نظر فلسفه ما اصل «کل متحرک یحتاج الی محرک غیره» خلل ناپذیر است.
در مسأله قسر، بوعلی و دیگران به یک حقایقی رسیدهاند که بنابر آن حقایق، دیگر نیازی به فرض نیوتن نیست؛ یعنی همان نتیجهای که مورد نظر آنهاست گرفته میشود بدون فرض کردن «جبر» نیوتن. شیخ در عین اذعان به اصل نیاز حرکت به محرک، در باب قسر جملهای دارد که عین این جمله در کتب او نیست ولی مرحوم آخوند از شیخ نقل میکند، میگوید: «لو لا مصادمة الهواء المخروق لوصل الحجر المرمی الی سطح الفلک» و این همان نظریه آقایان است؛ و اینکه میگوید: «سطح الفلک» از باب این است که قائل به فلک است و الّا مثل آنها میگفت «الی الابد». پس در اینکه اگر بر