مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣١ - تاریخچه کلمه « دیالکتیک »
تاریخچه کلمه « دیالکتیک »
فولکیه، زنون الیائی را اولین کسی میشمارد که این کلمه را در اصطلاح خودش به کار برده است. بعد از او هم دیگران به کار بردند تا به سقراط و افلاطون رسید که ایندو باز هریک اصطلاح خاصی در این کلمه داشتند. دیالکتیک سقراط و افلاطون مربوط به فن گفتگوست و از انسان و فکر انسان تجاوز نمیکند و میشود گفت که بخشی از منطق است [١].
وی میگوید افلاطون این کلمه را به کار برد و یک مفهوم خاص فلسفی به آن داد و روش خاص خود را به این نام نامید. البته درست معلوم نیست که این روش خاص تا چه حدش از خود افلاطون و تا چه حدش از سقراط است، زیرا افلاطون کتابش را تماماً از زبان سقراط نوشته است، همه آن به صورت محاوره بین افراد مختلف است که آنها را فرض کرده است که فلان چنین گفته و فلان چنان، و مطالبی را که به نظرش حق و صواب بوده از قول سقراط نقل کرده و ممکن است مقداری از این افکار، افکار خودش بوده که از سقراط نقل کرده است، لهذا معمولًا بین نظر افلاطون و سقراط اشتباه میشود.
در مورد اینکه افلاطون چگونه فکر میکرده و آیا واقعاً اشراقی بوده- چنانکه علمای ما تصور میکنند- تردید زیاد است. علمای ما به خود افلاطون نسبت میدهند که به اشراق و عرفان و ریاضت و اینگونه مسائل معتقد بوده و روش اشراقی را روش افلاطونی تلقی میکنند. شیخ اشراق هم در روش خاص خودش از خیلیها نام میبرد، از یونانیها و دیگران، ولی کسی را که در این جهت امام فلاسفه میداند افلاطون است. ولی این مطلب محل تردید است و در جزوه کلیات علوم اسلامی (بخش فلسفه) این تردید و شک را منعکس کردهام. البته جزم هم نمیشود پیدا کرد ولی جای شک و تردید است و ثابت هم نیست که افلاطون نظریه اشراقی به آن معنای عرفانی ما داشته است که باید از راه تهذیب نفس حقایق را کشف کرد. قدر مسلّم این است که به عشق و زیبایی معتقد بوده ولی معلوم نیست آن عشقی که او میگفته همان عشق الهی
[١]. برای آشنایی با دیالکتیک سقراط و افلاطون به کتاب کلیات فلسفه ترجمه سید جلال الدین مجتبوی مراجعه شود.