مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠٣ - دو روش مطالعه در جامعه شناسی
است و در مفهوم دینامیزم تحول و تکامل خوابیده است. مخصوصاً در کلمه «پویایی» مفهوم تکامل خوابیده است. پویایی با دگرگونی متفاوت است، ولی آنچه در استدلالهایش میآورد همه مربوط به تغییرات و دگرگونیهاست، در عین حال پویایی و تکامل را نتیجهگیری میکند، با اینکه استدلالها برای اثبات پویایی کافی نیست و تنها دگرگونیها را اثبات میکند.
بعد بحث دیگری دارد تحت عنوان «جامعه پویا و جامعه ایستا» که این بحث قابل توجه است. با اینکه هم ما و هم اینها قائل هستیم که تکامل، ذاتی جامعه انسانی است، به این که جامعه انسانی را متکامل میدانیم، پس چرا بعضی از جامعهها را میبینیم که به یک حال ایستادهاند و بعضی جامعههای دیگر به سرعت پیش میروند؟ علت این اختلاف چیست؟
یک جواب این است که: همان جامعههایی که آنها را ایستا میدانید در واقع ایستا نیستند، تغییرشان خیلی کند است و آن جامعههای پویا تغییرشان سریع و تند است. ولی به هر صورت سؤال باقی است که علت این اختلاف چیست؟ و علت این کندی و تندی چیست؟
[مؤلف کتاب زمینه جامعهشناسی] این را معلول یک علت میداند، میگوید محیطهای طبیعی فرق میکند. البته مقصود آب و هوا نیست. یک اصطلاحی دارند به عنوان «تراوشهای فرهنگی» یعنی جامعهها از یکدیگر متأثر میشوند؛ در یک جامعه که یک تغییری، اکتشافی، اختلالی پیدا میشود، به جامعه دیگر منتقل میشود. تاریخ نشان داده است که تمام دنیا در یکدیگر مؤثر و از یکدیگر متأثر بودهاند و به قول اینها تمدنها مرتب نقل مکان میکرده است، به این صورت که در یک جایی تمدنی پیدا میشده است، بعد جامعهای از این تمدن متأثر میشده و از آن اقتباس میکرده است. در جامعه اول عوامل فساد پیدا میشد و از بین میرفت، جامعهای که از آن اقتباس کرده بود رشد میکرد و وارث آن میشد. این جامعه باز به انحطاط و انقراض میرسید و جامعههای دیگری که از این جامعه متأثر شده بودند به وجود میآمدند و رشد میکردند. پس هر جامعهای که تمدن و فرهنگش پیش رفته است غالبا یک تأثر از یک جامعه دیگر داشته و همه آن ابتکار نبوده است، منتها اینجا یک حرفی هست و آن اینکه چه تمدنهایی التقاطی است و چه تمدن و فرهنگهایی اصیل؟
جامعهشناسها روی این قضیه خیلی مطالعه کردهاند که چند تمدن اصیل در