مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨٢ - تکامل به معنی افزایش امکانات
آزادی دیگری که برای انسان تصور میشود و به شدت مطرح است و به ادیان هم اختصاص ندارد، آزادی انسان از درون خودش است، آزادی اخلاقی، آزادی انسان از شهوات خودش، آزادی انسانیت انسان از حیوانیت خودش، یعنی استقلال انسان در انسانیت اخلاقی خودش. اینها اصلا این مسائل را حساب نمیکنند، همهاش صحبت از تکامل ابزار تولید، تکامل جامعه و این حرفهاست و تنها اینها را تکامل انسان میدانند با اینکه انسانها در سایه این تکاملها مقامشان از حیوانات هم پستتر است. البته ما نمیگوییم که انسان یک روزی به تکامل در همه زمینهها نمیرسد، ما که از آنها خوشبینتریم و امیدمان به آینده بیشتر است، اما ما وضع موجود را «رسیدن به تکامل» نمیدانیم، برخلاف آنها که به علت تکامل ابزار تولید، چشم بسته بشر را تکامل یافته حساب میکنند، و حرف ما این است که تکامل پیدا نکرده. «در آینده تکامل پیدا میکند» حرف دیگری است و امید ما هم به آینده بیش از آنهاست ولی راه تکامل در آینده راهی نیست که آنها خیال میکنند. ماشین نمیتواند انسان را به استقلال و آزادی برساند.
پس این سخن هم سخن بسیار درستی است که موجود هرچه کاملتر میشود به استقلال و آزادیاش افزوده میشود، و راه تکامل همان راه استقلال و آزادی است، ولی در مورد استقلال و آزادی انسان این استقلال را در همه ابعادش باید مطرح کرد و استقلال و آزادی در همه ابعادش، استقلال و آزادیای است که هرگز با این فلسفهها به وجود نمیآید. آن آزادیای که ما به صورت یک امر عرفانی، معنوی و مذهبی مطرح میکنیم بزرگترین آزادیهاست، که این فلسفهها ابدا در این مسیر و راه نیستند.
همه این تعریفها که برای تکامل ذکر شد تعریف به لوازم است و «رسم» است، حد نیست. واقع مطلب این است که تکامل که از همان ماده «کمال» است، در نهایت امر برمیگردد به اشتداد وجود؛ یعنی اینها همه آثار آن است. شکفتگی و گستردگی و نظایر آن، نمایانگر و اثر رسیدن شئ است در واقعیت خودش به یک درجه کاملتر جوهری. چون به یک درجه کاملتر رسیده است آثاری از قبیل گستردگی و مانند آن از
انسانهای اسیرکننده دارند، چه از نظر علمی و چه از نظر فنی و تشکیلاتی، با قدرت حکام سابق قابل مقایسه نیست. پس، از آگاهی ملتها کار چندانی ساخته نیست.