مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥٩ - نظری به کتاب « جدال با مدعی »
دارد، برای رسیدن به آن هدف نیازمند به اعتبار بعضی از امور است و تا اعتبار نکند نمیتواند به آن هدف خودش برسد. پس اعتبار کردن در وسائل است نه در اهداف، و اعتبار وسیلهای است برای رسیدن انسان به مقاصد خودش. مثلًاً انسان میخواهد ازدواج کند و این دیگر یک امر اعتباری نیست بلکه به حکم غریزه یک هدف تکوینی است، ولی از باب اینکه این مطلب باید یک ضابطه و قاعدهای داشته باشد، زوجیت را به نحو خصوصی اعتبار میکند. پس همه خلاقیتهای اعتباری، خلاقیتهایی در زمینه وسیلههاست. اما ارزشها: ارزش معنایش این است که این شئ وجودش برای شخص نافع باشد. ارزش معنایش این است که این شئ برای من قیمت دارد چون برای من مفید است، یا خودش عین [فایده] است برای من یا منشأ یک فایده است برای من. اما اینکه این فایده فایده است، دیگر مخلوق انسان نیست، این لازمه ساختمان وجودی من است که تکوینا به یک شئ نیاز دارم و آن شئ ادامه دهنده حیات من است، و همین معنای مفید بودن است. پس ارزش واقعی یک امری است تکوینی نه یک امر قراردادی. در باب اخلاق هم قبلًا به صورت تردید گفتیم: یا از آن جهت است که انسان دارای یک مقام علوی است غیر از این مقام سفلی، که به حسب آن مقام علوی معانی اخلاقی واقعا کمال و فایده اوست، پس انسان چون میخواهد حرکت بکند به سوی کمال واقعی و معنوی خویش، حرکت میکند به سوی چیزی که ارزش ذاتی برای او دارد، و یا به قول آن آقایان [معانی اخلاقی] برای جامعه ارزش دارد نه برای فرد، ولی در فرد دو «من» وجود دارد، یک من فردی و یک من کلی، و اگر انسان احساس تمایل به تعاون و احسان و مانند اینها میکند خیال میکند که دارد برای دیگران کار میکند، باز هم برای «من» کار میکند ولی نه من فردی بلکه من کلی.
مجادل به اینجا که میرسد و در واقع تلفیقی میان مطالب مارکسیستی و اگزیستانسیا لیستی درست میکند (و مدعی هم مچش را نمیگیرد که بگوید تو روی کدام اصول حرف میزنی، بلکه میگوید: «صنعتی شدن به هیچ وجه باعث پیشرفت انسان نبوده، انسان امروز فقط یک مقدار صنعت و تکنولوژی دارد که آن هم اضطراب و تنهایی بشر را بیشتر کرده است» [١]) آن وقت مدعی اشکال میکند که شما میگویید انسان رو به تکامل میرود [و حال آنکه] در نهایت امر در صنعت و تکنولوژی پیش
[١]. همان، ص ٤٦.