مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠٨ - ٣ جاودانگی اصول اخلاقی
اکنون باید ببینیم که اولًا چرا اینها برای حقیقت و اخلاق دو حساب باز کردند؟ چه فرق است میان اصول اخلاقی و سایر اصول که ما آنها را حقیقت مینامیم؟
بالاخره اصول اخلاقی هم یک سلسله اصول علمی هستند و قاعدتا باید آنچه در مورد همه اصول علمی از جاودانه بودن یا نبودن گفته میشود درباره اصول اخلاقی هم جاری باشد.
و ثانیاً باید ببینیم که آیا مؤیداتی برای حرف آنها که مدعی نسبیت اخلاقی هستند وجود دارد یا نه، و بعد ببینیم که واقع مطلب چیست.
[ابتدا مسأله دوم و سپس مسأله اول را مطرح کرده و در پایان به بررسی واقع مطلب میپردازیم]:
ببینیم آیا میشود اخلاق، مختلف و نسبی باشد؟ مثلًا جنسین (زن و مرد) دارای دوجور اخلاق باشند؟ آیا ایدهها و مثالهای اخلاقی برای آنها دوجور است یا یکجور؟ چون در مقام مؤید آوردن برای نظر آنها هستیم ممکن است گفته شود که در شریعت هم وارد شده است آنچه که اخلاق عالی برای مرد شمرده میشود، لزوما برای زن اخلاق عالی نیست و بالعکس، در نهج البلاغه آمده است: «خیار خصال النّساء شرار خصال الرّجال: الزّهو و الجبن و البخل» [١]. جبن در مقابل شجاعت است. بنابراین برای مرد شجاعت مثال اعلی و اخلاق است و برای زن جبن مثال اخلاق است، برای مرد تواضع و فروتنی اخلاق است و برای زن تکبر و بیاعتنایی، و برای مرد جود اخلاق است و برای زن بخل؛ و این تا حدودی نسبی بودن را میرساند.
یا مثلًا اخلاق عالم و غیر عالم؛ گاهی گفته میشود برای عالم فلان چیز اخلاق است و آن چیز برای جاهل مطلوب نیست. و همه عناوین ثانویهای که ما داریم، اخلاق را از اطلاق میاندازد: راستی خوب است اما نه به طور مطلق، در شرایطی خوب است و در شرایط دیگری دروغ بر آن ترجیح دارد. باز هم موارد دیگری داریم مثل تکبر در مقابل متکبر و نظایر آن [٢].
[١]. حکمت ٢٣٤.[٢]. اشکال: اینها ظاهراً به اطلاق ضرر نمیزند و همیشه و برای همه ثابت است؛ جبن برای هر زنی و به طور دائم اخلاق است.
جواب: آن کسی که میگوید اخلاق مطلق است و کلی، مقصودش این است که مثلًا جبن از آن جهت که جبن است