مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢١ - آیا جامعه واقعیت و حیات دارد؟
واقعی متعلق به افراد است، پس اگر ما چیزی را به «کل» نسبت بدهیم، جز تعبیر مجازی و شاعرانه چیز دیگری نیست، ولی مطلب حتما به این نحو نیست.
اخیراً نظریهای پیدا شده و از طرف جامعهشناسان مانند جامعهشناس معروف فرانسوی دورکهیم هم تأیید شده که جامعه اصالت و حقیقت دارد و افراد اصالت و حقیقتی ندارند. راهی هم که برای توجیه این نظریه بیان میکنند یک راه نسبتاً علمی است، میگویند: مگر در مرکبات دیگر چطور است؟ عناصر که با هم ترکیب میشوند و یک شئ ثالث به وجود میآید، مثلًا دو عنصر اکسیژن و هیدروژن ترکیب میشوند آب به وجود میآید، این آب الآن یک هویت جدید است و اجزایش در آن مستهلکاند و الآن دیگر نمیتوانیم بگوییم اکسیژن و هیدروژن وجود دارد و آب یک امر اعتباری است؛ نه، الآن آنکه حقیقی است خود آب است. دورکهیم معتقد است افراد هم در جامعه همین طورند. ما افراد را یک وقت از نظر زیستشناسی در نظر میگیریم، این اندامها که با هم ترکیب نمیشوند، اینها از هم جدا هستند، این یک شخص است و آن یک شخص دیگر؛ ولی آنکه جامعه را تشکیل میدهد این اندامهای لا یشعر نیستند، انسانها هستند، انسانها از آن نظر که شخصیت دارند نه از آن نظر که شخص هستند که از این نظر شئ هستند نه شخصیت.
انسانها از نظر وجود اجتماعی نتیجه هزاران فعل و انفعالی هستند که در جامعه رخ داده است یعنی واقعاً افراد جامعه از جهت روحی با هم ترکیب شدهاند. وقتی دو نفر با هم هستند یکی از دیگری فکر و سرشت و خلق و خوی میگیرد و آن دیگری نیز از او الهام میگیرد. این تأثیر واقعی است.
میرود از سینهها در سینهها | از ره پنهان صلاح و کینهها | |