مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٥ - تکامل
حاکم بر این دگرگونیگرایی همان قانون معروف تغییر یافتن کمیت به کیفیت است که هگل نیز به آن پیبرده بود اما اکنون به گونهای مادی و تعمیم یافته مطرح میشود.
قانون مزبور را میتوان این طور خلاصه کرد: هر چیز پس از رسیدن به درجهای از تحول به چیزی دیگر تبدیل میشود. پس از رسیدن به درجهای از حرارت، آب به بخار تبدیل میشود (مثال از هگل، تکرار آن از انگلس). همچنین پیشهور پس از رسیدن به سرمایه معینی تبدیل به سرمایهدار میشود (مثال از مارکس) و حکومت عامّه بورژوازی وقتی به عواقب افراطی برابر خواهی دچار شد، به قول لنین به حکومت عامّه پرولتری مبدّل میشود.
اما در هر مرحله، قوانین حاکم بر شئ یا نهاد نیز به طور قاطع تغییر میکند. قوانین گازها با قوانین حاکم بر مایعات متفاوت است و قوانین مربوط به پیشهوری نیز با قوانین مربوط به سرمایهداری و غیره ...
از همین جاست که تفاوت میان تحول و انقلاب آشکار میشود. اولی فقط جنبه کمّی دارد و دومی جنبه کیفی، اما گذر از کمّی مستلزم عبور از آستانه بخصوص است و توالی چنین جهشهایی است که زندگی کائنات و تاریخ جوامع را میسازد.» [١]
توضیح عبارات فوق قبلًا گذشت، تنها مطلبی که باید درباره آن توضیح داده شود فرق میان تحول و انقلاب است: تحول، مطلق دگرگونی و تغییر است. تغییرات تدریجی، تغییرات کمّی، همه اینها تحول است؛ ولی انقلاب عبارت از همان تبدیل به کیفیت و تغییر ماهیت دادن است، و لهذا اینها مخالف تحول و طرفدار انقلابند، یعنی مخالف تغییرهای تدریجی و طرفدار انقلاب هستند، به این معنی که تحول تدریجی را هم به عنوان مقدمهای برای انقلاب قبول میکنند؛ میگویند: این تغییرات تدریجی هر چه پیدا بشود ارزش ندارد و جامعه را به کمال نمیرساند، جامعه آنوقت به کمال میرسد که از این مرحله بگذرد و وارد مرحله جدید بشود. به همین دلیل اینها با اصلاحات مثل بیمارستان ساختن و دار الایتام ساختن و نظایر این کارها مخالفند. هرچند که اصلاحات در جهت بهبود وضع هم باشد، ولی چون مانع انقلاب میشود، با آن مخالف هستند، برای اینکه آن بغضها، آن کینهها، آن خشونتها فرو مینشیند. بنابراین مردم باید هرچه بیشتر محرومیت بکشند تا نارضایی از وضع موجود بالا بگیرد
[١]. مارکس و مارکسیسم، ص ٢٨ و ٢٩.