مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٢ - تضاد درونی اشیاء
برای معقولات ثانیه منطقی اصلا عینیت قائل نیستیم، مثل جنسیت و نوعیت و کلیت و جزئیت و امثال اینها؛ و برای معقولات ثانیه فلسفی، عینیت به نحو عینیت معقولات اولیه قائل نیستیم بلکه عینیت از باب عینیت منشأ انتزاع قائل هستیم؛ و لهذا از نظر ما وجود ذهنی در مورد معقولات اولیه صدق میکند، یعنی اموری که صورت عینی آنها از طریق حس یا از طریق دیگر، از راه حواس ظاهر یا حواس باطن در ذهن ما آمده است. اما در مورد اموری که انتزاع کردهایم، قائل به وجود ذهنی نیستیم، چون این گونه امور اصلًا وجود عینی مستقل و ماهیت ندارد تا از وجود ذهنی آنها سخن بگوییم. وجود ذهنی در ماهیات صحیح است. ما در فلسفه خود در عین اینکه قائل به وجود ذهنی و نوعی تطابق میان ذهن و خارج هستیم، هرگز قائل نیستیم که عمل عقل عین عمل خارج است، یعنی خارج آن جور عمل میکند که ذهن عمل میکند. ذهن روی معقولات ثانیه عمل میکند و عین روی معقولات اولیه؛ یعنی چنین نیست که در عالم ذهن یک چیز از چیزی استنتاج بشود و در عالم خارج هم عین همین استنتاج وجود داشته باشد. اصلًا این استنتاجها مربوط به عالم ذهن است و در خارج استنتاج وجود ندارد.
ولی هگل به این حرفها قائل نیست و به نحو دیگری سخن میگوید. او معقول را عین واقعیت میداند و معقولات اولیه و ثانیه برای او مطرح نیست. تقسیم معقولات به اولیه و ثانیه و اینگونه مسائل از مختصات فلسفه ماست [١].
حالا اگر سخن هگل درست باشد (که درست نیست) و مبنای او را بپذیریم، این دستگاه فلسفی که او ساخته است، به قول خود او «خودسان» یعنی قائم به ذات است و دیگر برای ماوراء این دستگاه دیالکتیکی جایی نیست. حتی خدا هم که او قائل است، در درون این دستگاه قرار میگیرد. پس این دستگاه نمیتواند ماوراء داشته باشد.
در سیستم هگل، از سادهترین معقولات گرفته تا پیچیدهترین و کاملترین آنها، همگی بینیاز از ماوراء هستند. دیالکتیک هگل از هستی شروع میشد؛ او میگفت
[١]. این مسئله حتی در کلمات قدما مانند ارسطو هم نیست و حتی با اینکه در کلمات بوعلی میبینید که میگوید موضوع منطق معقولات ثانیه منطقی است ولی روی همین معقولات ثانیه منطقی هم تا زمان بوعلی چندان کار نشده بود تا چه رسد به معقولات ثانیه فلسفی. حتی تا زمان خواجه این دو نوع از معقولات ثانیه را از هم تفکیک نکرده بودند و شعر حاجی در منظومه که میگوید: «فمثل شیئیة او امکان- معقول ثان ...» حاکی از همین عدم تفکیک است.