مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٢ - تعریف سوم حقیقت
قرآن میگوید: کف به سرعت از بین میرود اما آب به دلیل اینکه نافع است باقی میماند. میگوید حق و باطل مثلش این است. باطل امری است که به تبع حق و در پرتوی آن پیدا میشود و از نیروی حق استفاده میکند مثل آن کفی که با نیروی آب حرکت میکند. اما کف فایدهای ندارد، آب است که به درد زراعت و امور زیاد دیگری میخورد. کف زود از بین میرود و هوا میشود ولی آب در زمین مکث میکند.
مثل حق و باطل این است. حقیقت به دلیل اینکه مفید است باقی میماند. قرآن حق را قابل بقا میداند و برای آن، حقّ بقا قائل است، ولی برای باطل، حقّ بقای جاودانه قائل نیست، بقای بسیار موقّت و زودگذر قائل است.
عدهای گفتهاند میان «حق» و «مفید» نباید تفکیک کرد، اصلا حق بودن یعنی مفید بودن. شما میگویید حق بودن یعنی مطابق با واقع بودن و آنچه در [امور کلی] مطابق با واقع است مفید هم هست؛ میگویند اصلا «مطابق با واقع» را رها کن، بگو حق بودن یعنی مفید بودن.
ویلیام جیمز [١] فیلسوف و روانشناس بسیار معروف آمریکایی و جهانی نظرش در این باب این است.
تعریف سوم حقیقت
بعضی دیگر حقیقت را به شکل دیگری تعریف کردهاند که این نظر و نظر چهارمی که ذکر میکنم امروز مطرح است. گفتهاند: اصلا حقیقت و خطا به آن شکل که شما میگویید معنی ندارد. حقیقت چیزی است که در نتیجه برخورد قوای ادراکی ما با عالم خارج پیدا شده باشد (تز، آنتیتز، سنتز). اگر حواس ما در مقابل عینیت خارجی قرار گیرد، آن عینیت خارجی روی [حواس ما] اثر میگذارد و حواس هم عکس العملی از خود نشان میدهد. مثلًا به انسانی که روبروی ماست نگاه میکنیم. اگر آن انسان نباشد که ما نمیتوانیم ببینیم. وقتی که هوا روشن است یا چراغی وجود دارد، نوری که به او میتابد در چشم ما منعکس میشود و تصویری در شبکیه چشم ما به وجود میآورد. ولی چشم ما فقط اثرپذیر نیست، اثربخش هم هست، یعنی
[١]. .