مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٢ - لغت « شکر » در قرآن
المحسنین» [١]، ارزش شناسی میکند «شکور» میگویند؛ یعنی اعمال نیک و بد، عمل صالح و فاجر را در یک میزان نمیگذارد:«ام نجعل الّذین امنوا و عملوا الصّالحات کالمفسدین فی الارض ام نجعل المتّقین کالفجّار» [٢] آیا ما چنین هستیم که هر دو را یک جور حساب کنیم؟ «هل یستوی الّذین یعلمون و الّذین لا یعلمون» [٣] [آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند مساوی هستند؟] نه، چنین چیزی نیست. از این جهت که خدا فضیلت و کوشش و حرکت بشر را، حسن نیت و خلوص بشر را قدردانی میکند [به خدا «شکور» میگویند.]
بنده شکور یعنی چه؟ یعنی بندهای که خدا نعمتی را به او داده است و او آن نعمت را تقدیر میکند. تقدیر نعمت یعنی چه؟ قدر نعمت را بشناسد یعنی چه؟ این مسئلهای است که از قدیم مطرح بوده و همه اینطور تعریف کردهاند و تعریفش هم خیلی روشن است؛ یعنی آن نعمت را در مسیری که برای آن آفریده شده است به کار برد. «شکر» یعنی به کار بردن نعمت حق در مسیری که خدای متعال آن نعمت را برای آن آفریده است. شکر نعمت دست، گفتن «الهی شکر» نیست، الهی شکر خبر از شکر است نه خود شکر؛ مثل اینکه «استغفراللّه ربّی و اتوب الیه» صیغه توبه است نه خود توبه. برخی میان صیغه توبه و خود توبه اشتباه میکنند. توبه یعنی پشیمانی شدید از گناه، تصمیم اکید بر تکرار نکردن گناه و بازگشت به سوی حقیقت. این، یک لفظ بیانگری دارد که میگوییم: «استغفر اللّه ربّی و اتوب الیه»، ولی خود این که توبه نیست. من اگر یک تسبیح دستم بگیرم، نه صد بار بلکه هزار بار این جمله را بگویم در حالی که پشیمان از گناه نیستم و تصمیم به اینکه دیگر گناه نکنم ندارم و اگر باز هم گناه پیش بیاید انجام میدهم، این صد هزار بار گفتن، توبه نیست، این نگفتنش بهتر از گفتنش است، این صیغه توبه است نه خود توبه. «الهی شکر» صیغه شکر است نه خود شکر. خود شکر یعنی حرکت کردن، عمل کردن، به کار انداختن نعمت در مسیری که خدا این نعمت را برای آن مسیر آفریده است. دست را خدا برای چه آفریده است؟ پا را برای چه آفریده؟ مغز را برای چه آفریده؟ گوش را برای چه آفریده؟ عقل را برای چه
[١]. توبه/ ١٢٠.[٢]. ص/ ٢٨.[٣]. زمر/ ٩.