مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٢ - دعوت قرآن به شناخت
است. هنوز که هنوز است، در دنیا این موج مطرح است که یا علم یا دین، یکی از اینها.
پس قرآن قائل به ممنوعیت شناخت نیست بلکه قائل به امکان شناخت است. به چه دلیل قرآن قائل به امکان شناخت است؟ واضح است: وقتی قرآن دعوت به شناخت میکند، دعوت به یک امر ناممکن نمیکند. وقتی که قرآن راجع به آدم اول، درجه شناختش را تا حدّ بینهایت بالا میبرد چه میخواهد بگوید؟ میخواهد بگوید: ای بشر! تو امکان شناخت بینهایت داری (و علّم ادم الاسماء کلّها).
امام صادق روی یک تخته پوستی نشسته بودند؛ دست زدند به آن و فرمودند: «و حتی این که زیر پای من است» یعنی چنین شناخت بینهایتی برای آدم [حاصل شد].
پس قرآن قائل به امکان شناخت است. داستان آدم پر از حکمت است. یکی از حکمتها و درسها و رمزهای داستان آدم مسئله امکان شناخت است؛ یعنی میخواهد به همه ما بگوید: ای انسانها! شما بچه آن آدمی هستید که شناختش تا این حد بود، «بچّه آدم» هستید، بچه آدمی هستید که شناخت بینهایت پیدا کرد، پس به سوی شناخت بینهایت بروید. بچّه آدم بودن از نظر قرآن مساوی است با بچه شناسا بودن؛ شما بچه شناخت هستید.
دعوت قرآن به شناخت
بعلاوه قرآن رسما بنی آدم را دعوت به شناخت میکند. این همه در قرآن امر به نظر هست، امر به تفکر و تدبّر هست، و تعبیراتی از این قبیل:«قل انظروا ماذا فی السّموات و الارض [١]» به این مردم بگو نظر کنید (نظر یعنی فکر کردن)، فکر کنید در این آسمانها و زمین چه چیزهایی هست، بشناسید. قرآن میگوید در این آسمانها و زمین نظر کنید، بروید هر چه هست بشناسید؛ ای انسان خودت را بشناس، جهانت را بشناس، خدایت را بشناس، زمانت را بشناس، جامعه و تاریخ خودت را بشناس. حتی آیه «یا ایها الّذین امنوا علیکم انفسکم» [٢] (ای اهل ایمان بر شما باد خودتان) آنطور که
[١]. یونس/ ١٠١.[٢]. مائده/ ١٠٥.