مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٤ - نحوه ارتباط معلول به علت
میکنند که این عالم زمان و مکان که عالم کون و فساد است نمیتواند واجب الوجود باشد. اینجا بود که نزاعی سخت میان متکلمین و فلاسفه درگرفت و مسألهای کاملا جدید که در فلسفه یونان سابقه نداشت در جهان اسلام مطرح شد و آن اینکه «مناط احتیاج به علّت چیست؟» یعنی چه حیث از حیثیات معلول است که او را نیازمند به علّت کرده است؟ متکلمین مدعی شدند که حیثیت ملاک نیازمندی، حدوث معلول است؛ یعنی یک شئ از آن جهت نیازمند است به علّت که حادث است. ولی فلاسفه از قبیل فارابی و بوعلی که قبل از دیگران با متکلمین درگیر بودند گفتند مناط احتیاج به علّت، امکان است نه حدوث؛ یعنی آن حیثیتی که به موجب آن حیثیت، معلول نیازمند به علت است امکان ذاتی ماهیت معلول است و به تعبیر دیگر مناط احتیاج به علت، خلأ ذاتی معلول است.
این اعتقاد رایج بود تا زمان صدرالمتألهین. صدرالمتألهین در هیچ جا این نظر را مستقیما رد نکرده است بلکه در مقاماتی که به طور رسمی وارد بحث آن شده است آن را تأیید کرده است ولی اصولی که در باب «اصالت وجود در تحقق و در جعل» تأسیس کرده است بالضروره اقتضا میکند که نظریه فلاسفه نیز مانند نظریه متکلمین مردود تلقّی شود زیرا بنا بر «اصالت وجود در جعل و در تحقق» دیگر نیازمند و نیاز و ملاک نیاز همه یکی میگردد و آن، مرتبه وجود امکانی است. گذشته از اینکه اصول صدرالمتألهین چنین اقتضا میکند خود او در غیر مقامات رسمی این بحث، به آنچه گفتیم تصریح کرده است. تفصیل بیشتر این بحث را در کتاب علل گرایش به مادّیگری فصل «نارساییهای مفاهیم فلسفی» و همچنین در جلد سوم اصول فلسفه و روش رئالیسم مباحث «ضرورت و امکان» و مباحث «علت و معلول» جستجو کنید.
نحوه ارتباط معلول به علت
مسأله ششم، تحقیق صدرالمتألهین است در حقیقت علیت و نحوه ارتباط معلول به علت و اینکه اضافه معلول به علت اضافه اشراقی است و بازگشت معلولیت به