مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٣ - فلسفه اسلامی پیش از ملا صدرا
معمولًا گفته میشود که فلسفه صدرا چهار راهی است که فلسفه مشّاء و فلسفه اشراق و طریقه عرفا و طریقه متشرعه را به هم متصل میکند.
این سخن سخن درستی است ولی محتاج به توضیح است. من عجالتاً به خود فلسفه صدرا کار ندارم که چگونه چهار راهی است، من درباره چهار خیابانی که تدریجاً به هم نزدیک شدهاند اندکی باید توضیح بدهم.
تصور بعضی این است که فلسفه اسلامی تدریجا به جانب کلام گراییده است و در فلسفه صدرا ایندو با یکدیگر یکی شدهاند. بنابر این از نظر این دسته راه چهارمی که صدرا در فلسفه خود میان آن و فلسفه مشّاء و اشراق و طریقه عرفا ارتباط برقرار کرد روش متکلمین بود. باید بگویم که این تصور غلط است، فلسفه اسلامی یک قدم به طرف کلام نیامد، این کلام بود که به تدریج تحت نفوذ فلسفه قرار گرفت و آخر کار در فلسفه هضم شد.
متکلمین در فلسفه اسلامی خیلی اثر کردند اما نه به این نحو که توانستند قسمتی از مدعاهای خود را به فلاسفه بقبولانند، بلکه به این نحو که فلاسفه را همیشه به مبارزه میطلبیدند و به گفتههای آنها ناخن میزدند و تشکیک و انتقاد میکردند و احیاناً بنبستهایی برای فلاسفه ایجاد میکردند. این ناخن زدنها و تشکیکها و انتقادها فلاسفه را وادار به عکس العمل و ابتکار و جستجوی راه حل برای اشکالات متکلمین میکرد.
عکس العمل نشان دادن فلسفه اسلامی نسبت به کلام، مسائل جدیدی را به میان آورد که در فلسفههای قدیم یونانی و اسکندرانی سابقه نداشت.
در «مسائل وجود» که اساس و مبنای فلسفه صدر است، هم عرفا سهیماند و هم متکلمین. سهم عرفا البته بیشتر است بلکه آنها را باید مبتکر این مسائل شمرد ولی متکلمین نیز از نظر تشکیک در «وحدت مفهومی وجود» که از ارسطو رسیده است و از نظر تشکیک در «وجود ذهنی» سهم مهمی دارند. ایرادات و تشکیکات آنها سهم مهمی در منتهی شدن فلسفه اسلامی به «اصالت وجود» دارد.
متکلمین از همان اول به مسأله حدوث عالم و اینکه معلولیت مساوی با حدوث زمانی است عنایت داشتند. فلاسفه خیلی کوشش کردند که ثابت کنند اینچنین نیست. این خود مسأله نفیسی را در باب علّت و معلول به وجود آورد و آن اینکه ببینیم مناط احتیاج به علت چیست؟ آیا حدوث است یا امکان؟
فلاسفه مبرهن کردند که مناط احتیاج به علت امکان است نه حدوث. این مسأله