مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٣ - مسأله علیت
مسأله علیت
از نظر حکما صدور و مصدر و صادر و ... مطرح است؛ یعنی فلاسفه معتقد به نظامی از موجوداتند که به ترتیب از ذات حق صادر شدهاند: صادر اول، دوم، سوم ...
عرفا نه به صدور و معلولیت اعتقاد دارند و نه به تکثّر صادرها.
عارف دشمن کثرت است و مخالف قول به وجود ثانی برای حق هر چند این ثانی معلول باشد، معلولی صادر از حق. عارف هرگونه موجودی را در جنب حق، شریک الباری و اعتقاد به آن را شرک میداند، بنابر این با هرگونه علّیتی مخالف است.
عارف معتقد به تجلّی است. مفهوم «خلق» که در قرآن آمده، از نظر حکیم «علّیت» ذات حق است و از نظر عارف «تجلّی» ذات حق است ...
آیا این نزاع، لفظی است؟ یعنی «خلق» قرآن را عارف «تجلّی» و حکیم «علّیت» نام نهاده است؟ نه.
در تجلی و ظهور، نوعی وحدت میان ظاهر و مظهر حکمفرماست؛ مظهر همان ظاهر است؛ حقیقت جلوه، خود متجلّی است؛ جلوه شئ، ثانی شئ نیست؛ جلوه یک حقیقت، مرتبهای از مراتب همان حقیقت است نه اینکه موجودی باشد در جنب آن حقیقت.
از کارهای بزرگ صدرا این بود که مفهوم «علّیت» و «تجلّی» را به هم نزدیک کرد و ثابت کرد که معلول واقعی «لیس الّا شأنا من شؤون العلّة و ظهورا من ظهورات العلّة و وجها من وجوه العلّة». در واقع او علّیت را به تجلّی برگرداند.
قبلًا میپنداشتند که پیوندی علت و معلول را به هم میپیوندد؛ ذات معلول ذاتی است جداگانه و مرتبط با علت است و این پیوند زائد بر ذات معلول است؛ مثلًا اگر الف علت و ب معلول باشد ب منتسب است به الف؛ ب حقیقتی است دارای انتساب به الف.
ملا صدرا ثابت کرد که معلول واقعی با تمام حقیقتش عین انتساب به علت است.
حقیقت معلول عین اضافه به علت است؛ چنان نیست که علت اشراق کند معلول را و معلول چیزی باشد که اشراق بدان تعلّق گرفته باشد؛ ایجاد عین موجد است و اضافه عین مضاف؛ در اینجا «اشراق» عین «اشراق شده» است؛ معلول، ذاتی نیست که