مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٢ - خلاصه
عرفا از تجلّی تعبیر به «علّیت» نمیکنند.
اما حکیم قائل به مراتبی برای وجود و موجودات است: اوّل ما صدر و ثانی ما صدر، و به علتی غیر ذات حق هم قائل است منتها در طول ذات حق. عارف گذشته از اینکه تعبیر به علیت نمیکند، معتقد به تجلی اول و دوم و سوم ... و لو در طول هم نیست؛ نمیگوید که از ذات حق جلوه اول صادر شد، از جلوه اول جلوه دوم ...
عارف به یک جلوه قائل است به نام «وجود منبسط» و میگوید تمام اشیاء (تمام ماهیات) با همان یک تجلّی پیدا شدهاند، و مانند فیلسوف علت به عدد ماهیات قائل نیست.
عارف میگوید: تمام ماهیات (اعیان ثابته) با یک جلوه ظاهر شدهاند و از لوازم تجلّی حقاند و ظهورات همان یک تجلّیاند.
او «وجود منبسط» را «ظل» و «الرتبة الجمعیة» (یعنی مرتبهای که اعیان ثابته همه در آنجا جمع هستند) میخواند:
این همه عکس می و نقش مخالف که نمود | یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد | |