مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨ - اعتبار دوم عدم
هیچ گونه نفس الامریتی ندارد و به آن اعتبار نقیض وجود است و به اعتبار دیگر مجازا نفس الامریت دارد ولی به این اعتبار نقیض وجود نیست.
٢. «شدن» عبارت است از تدرّج و سیلان وجود. وجود سیال و متدرج دارای نوعی امتداد و کشش است به امتداد زمان. در حقیقت امتداد زمان جز امتداد وجودات تدریجی که رابطه مراتب آنها رابطه قوه و فعلیت است نمیباشد. خاصیت امر ممتد این است که در عین اینکه دارای وحدت اتصالی و واقعی است ذهن میتواند از جنبه ریاضی آن را به اجزاء و مراتبی منقسم نماید، و چون امتداد مورد نظر امتداد زمانی است و ریشهاش در قوه و فعل نهفته است خواه ناخواه مراتب و اجزاء مفروضه نسبت به یکدیگر تقدم و تأخر دارند و هیچ گونه معیتی ندارند. این اجزاء و مراتب چون معیت ندارند فاقد یکدیگرند، یعنی هیچ جزئی در مرتبه جزء دیگر نیست و در مورد هر جزئی عدم جزء دیگر (عدم به اعتبار دوم) صدق میکند، به عبارت دیگر در مرتبه جزء قبلی عدم جزء بعدی صادق است و در مرتبه جزء بعدی عدم جزء قبلی صادق است. از طرف دیگر میدانیم که این اجزاء، اجزاء ذهنی و فرضی هستند نه اجزاء واقعی و منفصل، اجزاء بالقوهاند نه بالفعل، در حقیقت مراتبند نه اجزاء، و هر شئ ممتد از نظر ذهن بینهایت قابل تجزیه است و قابلیت تجزیه به حد معین متوقف نمیشود، یعنی هر جزئی به نوبه خود تجزیه میشود به دو جزء دیگر که هر جزء عدم دیگری است، و هر یک از آن اجزاء کوچکتر نیز به نوبه خود به اجزاء کوچکتر تجزیه میشوند که هر یک از آن کوچکترها نیز عدم یکدیگرند، آن کوچکتر از کوچکترها نیز به اجزائی از این کوچکتر تقسیم میشوند و الی غیر النهایه این تقسیم امکان دارد، و قهراً الی غیر النهایه مراتب و اجزاء اعتبار میشود و به هر اندازه که اجزاء و مراتب فرض میشود عدم اعتبار میشود، یعنی هر جزئی عدم جزء دیگر میگردد؛ و چون اعتبار تجزیه در جایی متوقف نمیشود، وجود و عدم آنچنان آمیختگی با یکدیگر پیدا میکنند که مرزی میان آنها متصور نیست. در وجودات تدریجی مرتبهای از وجود نتوان یافت که در یک قطعه بزرگ یا کوچک از زمان باقی بماند، هر اندازه زمان را کوچک فرض کنیم باز نمیتوانیم مرتبهای بیابیم که در آن لحظه باقی بوده است. هر مرتبه و هر قطعه از شئ متدرج الوجود منقسم میگردد به گذشته و آینده، و به جزء متقدم و جزء متأخر، و هر یک از آن گذشته و آینده منقسم میگردد به دو گذشته و آینده، و به دو متقدم و متأخر دیگر، و همین طور الی غیر النهایه؛ چیزی که نمیتوان یافت