مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٦ - الف وحدت هستی و نیستی در « شدن » و « صیرورت »
ایجابی است ولی ایجابی تصوری نه تصدیقی. تفاوت موجبه و سالبه در این است که در موجبه ذهن حکم و تصدیق میکند به وجود آن رابطه و نسبت، و در قضیه سالبه حکم میکند به رفع آن رابطه و نسبت از ظرف خارج.
علیهذا مفاد قضیه سالبه این نیست که در ظرف خارج چیزی هست و آن چیز رابطه نیستی میان موضوع و محمول است، بلکه مفاد قضیه سالبه این است که آن رابطه ایجابی تصور شده، از ظرف خارج منتفی است. به عبارت دیگر در قضیه موجبه حکم میشود به وقوع نسبت ایجابی و در قضیه سالبه حکم میشود به ارتفاع نسبت ایجابی، قضیه موجبه حکایت میکند از مطابق داشتن نسبت در خارج و قضیه سالبه حکایت میکند از مطابق نداشتن آن در خارج.
اینکه در تعریف «اخبار» در مقابل «انشاء» گفته شده است: «ان کان لنسبته خارج تطابقه او لا تطابقه فخبر و الا فانشاء» [١] و این جمله را شامل قضیه سالبه نیز دانستهاند غلط است. به عقیده این محققان، مفاد قضیه سالبه «سلب الربط» است نه «ربط السلب» که مفاد موجبه معدولة المحمول است و نه «السلب الربط» که متأخران منطقیین اسلامی پنداشتهاند.
سالبه واقعی به نحوی که گفته شد همین است و بس، و تنها همین است که نقیض وجود است. مفاد سالبه بجز رفع مفاد موجبه نیست. سالبه هیچ قیدی را برای خود سلب نمیپذیرد، نه قید زمانی و نه قید مکانی. هر قیدی که در قضیه سالبه دیده میشود تحت سلب است یعنی جزء مسلوب است و سلب بر او وارد میشود.
«عدم» تنها به این اعتبار است که نقیض وجود است و «عدم بدیل» نامیده میشود؛ یعنی هرگاه دو قضیه داشته باشیم که یکی تمام مفاد دیگری را نفی کند و خود کاری جز نفی مفاد آن دیگری نداشته باشد این دو قضیه نقیض یکدیگرند. مثلًا اگر بگوییم «زید ایستاده است در فلان نقطه در فلان لحظه»، نقیض آن این است: «نه چنان است که زید ایستاده است در آن نقطه در آن لحظه» و اگر هزار قید به قضیه اولی اضافه شود، قضیه دومی آن را با مجموع قیدهایش برمیدارد. این است معنی «نقیض کلّ شئ رفعه». چنین دو قضیهای نقیض واقعی و منطقی یکدیگرند و امتناع اجتماع
[١]. چنانچه برای رابطه قضیه در ظرف خارج مطابقت یا عدم مطابقت باشد قضیه خبری و در غیر این صورت انشائی است.