مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٨ - بررسی
این جواب هم جواب نیست، زیرا سؤال کننده میخواهد مشکله انتقال عقل بالقوه را به مرحله عقل بالفعل حل کند و در این پاسخ توجهی بدان نشده است.
اینها میرساند که برای بوعلی- و طبعا برای کسانی که بوعلی از فکر آنها استفاده میکرده و هم برای شاگردان بوعلی- این مسأله حل نشده بوده است.
از جمله قرائن برای اینکه مسائل مربوط به «خروج نفس از قوه به فعل» برای پیروان بوعلی حل نشده بوده است، رساله معروفی است که حکیم محقق خواجه نصیر الدین طوسی به حکیم معاصرش شمس الدین خسرو شاهی نوشته است و سه مسأله را در آنجا طرح کرده است؛ مسأله دوم به ما نحن فیه مربوط میشود. معلوم نیست که شمس الدین خسرو شاهی جوابی داده یا نداده است؛ اگر هم داده است ظاهراً در تاریخ ثبت نشده است، ولی صدر المتألهین رسالهای کوچک در پاسخ این سه سؤال نوشته است و جواب مسأله دوم را به دو طریق داده است: یکی بنا بر طریقه قوم که خودش نیز در اوائل آن را میپسندیده است؛ دیگر بر طریقه خاص خودش که اخیرا بدان معتقد شده است. آن رساله در حاشیه شرح هدایه و حاشیه مبدأ و معاد چاپ شده است و صدرا آنچه را که به سؤال دوم مربوط میشود و با مسأله مورد بحث ما مرتبط است، هم در تعلیقات خویش بر الهیات شفا در مباحث «قوه و فعل» [١] و هم در جلد چهارم اسفار [٢] آورده است. گرچه نقل آن سؤال و جواب مفید است، اما ما برای پرهیز از اطاله کلام از نقل آنها خودداری میکنیم.
آیا پس از فعلیت، استعداد از بین میرود؟
سؤال دوم: «گفته شده هنگامی که صورت عقلیه برای عقل حاصل میشود و فعلیت پیدا میکند، مطلق استعداد عقل از بین نمیرود ولی استعداد هر صورت عقلیه خاص با فعلیت یافتن آن از بین میرود. من نمیدانم که چرا باید استعداد خاص از بین برود؟ چه فرق است میان عقل هیولانی و هیولای جسمانی؟ در مورد هیولای جسمانی میگویند با پیدایش صورت جسمانی، قوه و استعداد باقی است؛ اما در
[١]. تعلیقات شفا ص ١٧٠.[٢]. اسفار، چاپ سنگی، ج ٤/ ص ٩٥.