معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٩٦ - آداب و شروط تعلّم
اما آداب تعلّم،چند چيز است:
اول آنكه:طالب علم احتراز كند از پيروى شهوات نفسانيه و هواهاى جسمانيّه،و آميزش با اهل دنيا و مصاحبت ارباب هوى و هوس،و بداند كه همچنان كه چشم ظاهر هرگاه«مأوف» [١]باشد،از شعاع خورشيد محروم است و همچنين ديده باطن هر گاه مبتلا به متابعت هوا و هوس و مصاحبت اهل دنيا باشد از اشعۀ انوار قدسيّه كه محل افاضه علوم است بىنصيب است.
دوم اينكه:باعث تعلّم محض،تقرب به خدا و رسيدن به سعادات بىمنتها و ترقى از مرتبه«بهيميّت» [٢]و دخول در عالم انسانيت باشد.و مقصود او مراء و جدال يا رسيدن به منصب و مال يا مفاخرت و تفوّق بر امثال و اقران نباشد.
و از حضرت امام جعفر صادق-عليه السّلام-مروى است كه فرمودند:«طلبه علم، سه طايفه هستند،پس بشناس ايشان را:
صنف اول كسانى هستند كه:طلب علم مىكنند از براى استخفاف به مردم و استهزاى به ايشان،كه طريقه جهّال است و از براى مراء و جدال با اقران و امثال.
صنف دوم كسانى هستند كه:آن را طلب مىكنند از براى مفاخرت نمودن و خدعه كردن.
صنف سوم كسانى هستند كه:آن را مىطلبند به جهت تحصيل بصيرت در دين و تكميل عقل و تحصيل يقين.
و علامت صنف اول آن است كه:در مقام جدال با اقران و امثال بر مىآيد و در صدد ايذاى ايشان و غلبه بر آنها است،و در مجالس و محافل متعرض گفتگوى با ايشان مىشود تا فضل خود را ظاهر سازد و در مجامع،ذكر علم و بيان صفت حلم را مىكند،خضوع و خشوع را بر خود مىبندد مثل اينكه سر به زير مىافكند و نفسهاى بلند مىكشد و نالههاى ضعيف بر مىآورد و گاهى در راه رفتن پشت خود را خم مىكند و گاهى سر مىجنباند و دستى حركت مىدهد و دل از ورع خالى،و باطن او از تقوى برىء است.خدا او را ذليل و خوار كند و بينى او را بر خاك بمالد و او را هلاك و «مستأصل» [٣]سازد.
علامت صنف دوم آن است كه:صاحب مكر و خدعه و نرمى و هموارى است با امثال خود،از اهل علم تكبر نمايد و از براى اغنيائى كه پست رتبه هستند تواضع و
[١] آفت زده(كور).
[٢] حيوانيت.
[٣] درمانده.