معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٧٧٧ - حزن و اندوه بر امور دنيويّه و علاج آن
و هر كه تتبّع در احوال مردم نمايد مىبيند كه:شادى و فرح هر گروهى به يك چيزى است از چيزها،كه به آن نشاط دل او و نظام أمر او است.چنان كه اطفال را فرح و سرور به بازى و تهيّه أسباب آن است.و شادى به آن در نزد كسى كه از مرتبۀ طفوليّت گذشت در نهايت قباحت و غايت ركاكت است.و كسانى كه از اين مرتبه تجاوز كردهاند بعضى نشاطشان به درهم و دينار،و گروهى به حجره و بازار،و طايفهاى به املاك و عقار،و جمعى به أتباع و أنصار،و فرقهاى دل ايشان بسته زنان و أولاد،و قومى خاطرشان به كسب و صنعت خود خرّم و شاد،و جماعتى دل به جاه و منصب خويش خوش كرده.و طايفهاى به شادى حسب و نسب خود قانع شده.بعضى به جمال خود مىنازند.و گروهى به قوّت خود«رخش»[١] طرب مىتازند.قومى كمالات دنيويّه را مايۀ نشاط خود كردهاند، چون شعر خوب و خط نيك و صوت حسن يا طبابت يا نجوم و امثال اينها.
كسانى هستند كه:پا از اين مراتب فراتر نهاده و دانستهاند كه:دلبستگى و شادى به جميع آنها نيست مگر از جهل و غفلت و نادانى و كورى ديدۀ بصيرت.و شادى ايشان منحصر است به كمالات نفسانيّه و رياسات معنويّه.و ايشان نيز مختلفاند:
جمعى غايت نشاطشان به عبادت و مناجات،و طايفهاى به علم حقايق موجودات، تا مىرسد به كسى كه:هيچ ابتهاج و شادى ندارد مگر به انس با حضرت حقّ،و استغراق در لجّۀ انوار جمال جميل مطلق،و ساير مراتب در نظر او باطل و زايل است.و شكّى نيست كه:عاقل مىداند كه:آنچه قابل فرح و سرور،و زوال آن موجب حسرت و ندامت است اين مرتبه است.و ساير مراتب مانند سرابى است كه تشنه آن را آب پندارد.
پس عاقل نبايد به وجود آنها شاد و از زوال آن اندوهناك گردد.
زين خران،تا چند باشى نعل دزد
گر همى دزدى،بيا و لعل دزد
و هان،هان!چنان گمان نكنى كه حزن و الم،امرى است كه به اختيار خود نيست و بىاختيار روى مىدهد!نه چنين است،بلكه آن امرى است اختيارى،كه:هر كسى آن را به اختيار فاسد خود راه مىدهد.زيرا كه:مىبينيم كه هر چه از شخصى برطرف مىشود و به جهت آن متألّم و محزون مىگردد و جمعى كثير از مردمان آن را ندارند.بلكه گاه است،هرگز در مدّت عمر خود نداشتهاند و با وجود اين اصلا و مطلقا حزنى و اندوهى ندارند.بلكه خوشحال و خرّم هستند.
و همچنين مشاهده مىكنيم كه:هر حزن و ألمى كه به جهت مصيبتى روى مىدهد بعد از مدّتى تمام مىشود و آن مصيبت از ياد مىرود و به فرح و سرور مبدّل مىگردد.
و اگر حزن از فقد هر چيز لازم آن چيز بودى به اختلاف مردم مختلف نشدى.و به