معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٦٧٥ - توبه و پشيمانى و اسباب آن
است ميان او و آنچه خدا وعده فرموده است از سعادات دنيويّه و اخرويّه و مراتب عاليه و درجات متعاليه،البته آتش پشيمانى در دل او افروخته مىشود.و از ياد معاصى گذشته متألّم مىگردد.و اگر ايمان او سست و اعتقاد او نادرست باشد از اين حالت، خالى،و پشيمانى كه يكى از اجزاى توبه است از براى او حاصل نمىگردد.
دوّم:به پشيمانى و ندامت از كرده خود،به اين معنى كه:دل به ياد آنچه از او صادر شده از گناهان متألّم و محزون شود و آرزو كند كه:اى كاش!آن عمل از او صادر نشده بود.و به سبب صدور آن قرين تأسّف و الم باشد.و اين نتيجه يقين سابق است،زيرا مادامى كه يقين به اين كه به واسطه معصيت به درجه هلاكت مىرسى نداشته باشى پشيمانى از براى تو حاصل نمىگردد.
سوّم:ترك آنچه مرتكب آن است از معصيت در حال،و عزم بر ترك آن در تتمّه عمر خود،و قصد تلافى تقصيرى كه از او صادر شده،و اين نتيجه پشيمانى مذكور است.پس مادامى كه اين امر متحقق نشود توبه حاصل نمىگردد.
و بعضى توبه را عبارت از اين سه مىدانند.و جمعى ديگر مىگويند:توبه همان ندامت و پشيمانى است و يقين مذكور مقدّمه آن و ترك در مستقبل ثمره آن است.
و بنابر اين قول،اشكالى لازم نمىآيد در خصوص كسى كه معصيتى از او صادر شده باشد و بعد از اين مقدور او نباشد مثل آن معصيت،مثل كسى كه زنا كرده باشد و بعد عنين شده باشد.يا چنان پير شده باشد كه ديگر صدور زنا از او متصوّر نباشد.يا گناهى ديگر كرده باشد كه بعد از توبه چندان زنده نماند كه ديگر تواند آن گناه را بكند.زيرا كه اگر چنين شخصى را نتوان گفت كه در تتمّه عمر،آن گناه را ترك كرده و ليكن ندامت و پشيمانى بر گذشته در حقّ او ممكن است.پس اگر توبه،همان پشيمانى باشد از براى چنين شخصى توبه ميسّر باشد و توبه او مقبول خواهد شد.
و ليكن بنابر قول اوّل،كه ترك معصيت در مستقبل كرده باشد لازم نمىآيد كه از براى اين شخص توبه ميسّر نباشد،زيرا ترك گناه در وقتى صورت مىپذيرد كه قدرت بر آن داشته باشد.و كسى كه نتواند گناهى را بكند نمىگويند آن را ترك كرد.و اين منافى ظاهر شرع است.
و از اخبار مستفاد مىشود كه:«توبه قبول مىشود اگر چه اين قدر زنده نماند كه ديگر نتواند آن معصيت را بكند». [١]
و بعضى وجوهى چند در دفع اين اشكال بنابر اين قول گفتهاند،كه چندان فايدهاى در ذكر آنها نيست.و ظاهر اين است كه:توبه،همان ندامت و پشيمانى بر گذشته است با عزم ترك در آينده،در صورت قدرت و امكان.و امّا نفس ترك كردن آن،ثمره توبه است.
[١] كافى،ج ٢،ص ٤٤٠،ح ٢.