معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٥٣٢ - عقوق والدين و مذمّت آن
خواهند ديد،مگر عاق والدين،و شراب خوار،و كسى كه نام مرا بشنود و صلوات بر من نفرستد». [١]
و همين قدر از براى عاق والدين كافى است كه:پيغمبر خدا بر او نفرين كرد و فرمود:
«هر كه پدر و مادر،يا يكى از آنها را ادراك كند،و او را از خود راضى نسازد هرگز آمرزيده مباد.جبرئيل بر نفرين آن حضرت آمين گفت». [٢]
در اسرائيليّات رسيده است كه:«خداى-تعالى-به موسى وحى فرمود كه:هر كه با والدين خود نيكوئى كند،و با من عقوق نمايد او را نيكوكار مىنويسم.و هر كه با من نيكى كند،و عاق و الدين باشد او را عاق مىكنم». [٣]
و در اخبار بسيار وارد،و به تجربه و عيان ثابت است كه:هر كه بدى با پدر و مادر،يا يكى از آنها نمايد عمر او كوتاه و زندگانى او به تلخى مىگذرد.و فقر و پريشانى به او هجوم مىآورد.و سكرات مرگ بر او شديد مىگردد.و جان كندن بر او دشوار مىشود.
و همچنين از اخبار و آثار و تجربۀ روزگار،مستفاد است كه:نفرين پدر بر فرزند به درجۀ استجابت مىرسد.پس هان هان اى جان برادر!با هوش باش و بر جان خود رحم كن.و از تيغ عقوق پدر و مادر حذر نماى.و ياد آور طول تصديع و زحمت ايشان را در پرورش تو،بنگر خود بىخوابى كشيدند تا تو را خواب كنند.و گرسنگى خوردند تا تو را سير كنند.سالهاى سال تورا در آغوش مهربانى كشيدهاند،و به شيره جان پروريدهاند و عمر و جان خود را در راه تو صرف نمودهاند.زهى بىمروّتى و بىانصافى كه بعد از آنكه اندك قوّتى در خود بيابى،همه آنها را فراموش كنى.
جوانى سر از رأى مادر بتافت
دل دردمندش در آذر [٤] بتافت
چو بيچاره شد پيشش آورد مهد [٥]
كه اى سست مهر فراموش عهد
نه در مهد نيروى و حالت نبود
مگس راندن از خود مجالت نبود
تو آنى كه از يك مگس رنجهاى
كه امروز سالار و سرپنجهاى
و بدان كه:عقوق پدر و مادر عبارت است از:خشم آوردن و شكستن دل،و آزردن خاطر ايشان.و به هر نوع كه دل ايشان آزرده شود عقوق حاصل مىشود و آدمى مستحق عذاب الهى و بلاى غير متناهى مىگردد،خواه به زدن باشد،يا دشنام دادن،يا صدا به ايشان بلند كردن،يا تيز بر ايشان نگريستن،يا از ايشان روى گردانيدن و
[١] جامع السعادات،ج ٢،ص ٢٦٣.
[٢] مستدرك الوسائل،ج ٢،ص ٦٣٠،ح ١٦.
[٣] محجة البيضاء،ج ٣،ص ٤٣٥.
[٤] آتش.
[٥] گهواره.