معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٩٦ - حرص و مفاسد آن
اخلاق مضلّه است.بلكه اين صفت خبيثه،بيابانى است كران ناپيدا كه از هر طرف روى به جايى نرسى.و وادئى است بىانتها،كه هر چند در آن فرو روى عمق آن را نيابى.
بيچارهاى كه بر آن گرفتار شد گمراه و هلاك شد.و مسكينى كه به اين وادى افتاد ديگر روى خلاصى نديد،زيرا كه:حريص،هرگز حرص او به جائى منتهى نمىشود و به حدى نمىايستد.اگر بيشتر اموال دنيا را جمع كند باز در فكر تحصيل باقى است.و هر چه به دست او آيد باز مىطلبد.و آن بيچاره مريض است و نمىفهمد.و احمق است و نمىداند.چگونه چنين نباشد و حال آنكه مىبينيم حريصى را كه هشتاد سال عمر كرده است و فرزندى ندارد و اين قدر از اموال و املاك و خانه و مستغلاّت دارد كه اگر به فراغت بگذراند صد سال ديگر او را كفايت مىكند،و خود يقين دارد كه:بيست سال ديگر عمر او نيست،باز در صدد زياد كردن مال است.و تأمل نمىكند كه:فايدۀ آن چيست؟و چه ثمره دارد؟اگر از براى خرج است،آنچه دارد گاهى است كه منافع آن وفا به خرج مدة العمر او مىكند.و اگر از براى احتياط است،اگر آنچه دارد احتمال تلف مىرود هر چه تحصيل كند چنين خواهد بود.پس اگر اين مرض،يا حمق نيست پس چه بلاست؟و هر كه به اين مرض مبتلا شد خلاصى از آن مرض نهايت اشكال دارد.
و از اين جهت حضرت رسول-صلّى اللّه عليه و آله-فرمودند كه:«هر گاه از براى فرزند آدم دو رودخانه طلا باشد باز رودخانه سوم را ميطلبد.و اندرون او را هيچ چيزى پر نمىكند مگر خاك». [١]
و فرمود كه:«آدميزاده پير مىشود و دو چيز در او جوان مىگردد و قوّت مىگيرد:
يكى حرص.و ديگر طول امل». [٢]
و از حضرت امام محمد باقر-عليه السّلام-مروى است كه:«حريص بر دنيا چون كرم ابريشم است،هر چه بيشتر بر دور خود مىپيچد راه خلاص او دورتر مىشود،تا از غصه بميرد». [٣]
بعضى از بزرگان گفته است كه:«از عجايب امر آدمى زاده؟آن است كه:اگر او را خبر دهند كه هميشه در دنيا خواهى بود حرص او بر جمع كردن مال زيادتر نخواهد شد از آنچه حال مىداند كه چند صباحى بيش زنده نيست در صدد جمع آن است». [٤]
و اين،از براى هر كه تفحّص كند در احوال مردم ظاهر و روشن است.
[١] مسند احمد بن حنبل،ج ٤،ص ٣٦٨.و محجة البيضاء،ج ٦،ص ٥٠.
[٢] محجة البيضاء،ج ٦،ص ٥٠.و احياء العلوم،ج ٣،ص ٢٠٦.
[٣] كافى،ج ٢،ص ٣١٦،ح ٧.
[٤] رك:محجّة البيضاء،ج ٦،ح ٥٤.و احياء العلوم،ج ٣،ص ٢٠٨.