معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٥٠ - بيان دنياى ممدوح و مذموم
در مىرود،و آن حسرت و ندامتهائى كه به جهت معارضه آنها با حظوظ خبيثه رذيله دنيا دست مىدهد،عذابى است شديد.و چنانچه خواهى اين را بفهمى حال خود را در دنيا ملاحظه كن كه اگر امثال و اقران خود را بينى كه به مرتبهاى از مراتب دنيويه از تو پيش افتند و از تو بالاتر شوند و تو به جهت كوتاهى و تقصير خود تنزّل نمائى،چگونه حسرت و ندامت از براى تو حاصل است،با وجود اينكه مىدانى كه:اين مراتبى است كه بقائى ندارد.و مشوب به انواع كدورات است.پس ببين حال تو چگونه خواهد شد در وقتى كه ببينى مرتبه سعادتى از دست تو رفته است،كه اگر اهل روزگار همه عمر دنيا را در بيان وصف و عظمت آن صرف نمايند به نهايت آن نتوانند رسيد.و هر كه در دنيا نعمتى به او رسد،يا لذتى دريابد اگر چه به شنيدن آواز هزارى باشد،يا به تماشاى سبزهزارى،يا نوشيدن آب سرد و خوشگوارى،در مقابل آن لذتى از لذات آخرت از دست او در مىرود.و بايد از عهده جواب محاسبه آن برآيد.و خوف و خطر محاسبه را بكشد.و در مقام حساب بايستد.و ذلّت و انكسار را ببيند.پس دنيا كم و زيادش، حلال و حرامش،ملعون و موجب نقصان،و رانده نظر سعادتمندان.مگر آنچه اعانت كند آدمى را بر تحصيل آخرت،كه آن في الحقيقه از دنيا نيست.و هر كه معرفت او بيشتر،اجتنابش از نعمت دنيا افزونتر.
حتى اينكه منقول است كه:«زاهد مطلق عيسى بن مريم سر بر سنگى نهاد كه استراحت كند شيطان در برابر او آمد و گفت:به دنيا رغبت نمودى؟سنگ را برداشت و دور افكند». [١]
و سليمان بن داود-عليه السّلام-با وجود سلطنت و پادشاهى،اطعمه لذيذ را به مردم مىداد و خود به نان جو معاش مىكرد. [٢]
و به اين جهت بود كه:خدا دنيا را از سيد آخر الزمان دور كرد،به حدى كه روزها را به گرسنگى بگذرانيد و از شدّت گرسنگى،سنگ بر شكم مبارك مىبست. [٣]
و به اين جهت بود كه:خدا خيل محنت و بلا را متوجه انبيا و اوليا و ساير ارباب ولاء گردانيد.
هر كه در اين بزم مقربترست
جام بلا بيشترش مىدهند
همه اينها از راه محبت و مهربانى با ايشان است،تا اينكه در دار آخرت به نهايت مراتب قرب و سعادت فايز گردد همچنان كه پدر مهربان،فرزند را از طعامهاى چرب
[١] محجة البيضاء،ج ٦،ص ٢١.و احياء العلوم،ج ٣،ص ١٩١.
[٢] محجة البيضاء،ج ٦،ص ٢٢.و احياء العلوم،ج ٣،ص ١٩٢.
[٣] محجة البيضاء،ج ٦،ص ٢٢.و احياء العلوم،ج ٣،ص ١٩٢.