معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٣٤٥ - چيزهايى كه دنيا را به آنها تشبيه كردهاند
قبيح سيرت،به انواع قبايح موصوف،و به اقسام معايب معروف.
مروى است كه:«دنيا را در روز قيامت به صورت پيرزالى كبود موى،ازرق چشم، گراز دندان،كريه منظر،و قبيح رخسار بياورند،پس آن را مشرف بر همه مردم كنند و به ايشان گويند كه:آيا اين را مىشناسيد؟مردمان گويند:نعوذ بالله كه ما اين را بشناسيم! خطاب رسد كه:اين دنيايى است كه با آن تفاخر مىكرديد.و به واسطه آن به يكديگر حسد مىبرديد و دشمنى مىكرديد.و قطع صله رحم مىنموديد.پس دنيا را به جهنم مىافكنند.دنيا فرياد مىكشد كه خداوندا!كجايند پيروان و دوستان من؟پس خداوند عالم مىفرمايد كه:دوستان آن را هم به او ملحق سازيد». [١]
و بعضى در اين خصوص دنيا را تشبيه نمودهاند:به مارى كه ظاهر آن نرم و هموار،و باطنش زهر قتّال است.و هر كه ظاهر و باطن او را شناخت حقيقت آن را مىشناسد.
مثال چهارم:در خصوص كوتاهى عمر دنيا گفتهاند كه:دنيا از براى هر كسى مانند يك گام است كه بردارد.و چه شك،كه هر كه ملاحظه كند پيش از وجود خود را تا ازل الآزال و بعد از رفتن خود را از دنيا تا ابد الآباد اين دو سه روزى كه در دنيا زيست مىنمايد به قدر يك قدم بلكه كمتر است در پيش سفر طولانى،بلكه در پيش زيادتر از صد هزار مسافت تمام روى زمين.
هان،هان!تا از اين مثال غافل نگذرى و تأمل نكرده از آن دست برندارى و هر كه در اين تأمل كند و به اين ديده دنيا را ببيند ديگر دل به آن نمىبندد.و به هر نوع كه اين دو روز بگذرد باكى ندارد.
بلى:
دو روزه عمر اگر دير است اگر زود
چنان كش بگذرانى بگذرد زود
بلكه هر كه به اين چشم به دنيا نگرد ديگر در آن خشتى بر خشتى نمىگذارد.و همچنان كه سيد رسل-صلّى اللّه عليه و آله-از دنيا رفت و دلى به دنيا نبست،و دو خشت بر روى هم نگذاشت.
«روزى يكى از صحابه را ديد كه از گچ خانه مىسازد.فرمود:امر از اين كارها پرشتابتر است». [٢]
مثال پنجم:در قدر دنيا نزد آخرت،و كمى آن گفتهاند كه:نسبت دنيا در پيش آخرت مانند دريايى است بىپايان كه كسى انگشت خود را به آن داخل كند پس همۀ
[١] محجة البيضاء،ج ٦،ص ١٠.و احياء العلوم،ج ٣،ص ١٨٦.
[٢] محجّة البيضاء،ج ٦،ص ١٢.