معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٨٩ - متكبرين در روز قيامت
بود:پير زناكار،و پادشاه جبار،و متكبر بىخبر». [١]
و نيز از آن حضرت مروى است كه:«بد بندهاى است بندهاى كه تكبر كند و از حد خود تجاوز نمايد،و پروردگار جبار اعلى را فراموش كند.و خداوند كبير متعال را فراموش نمايد.و بد بندهاى است بندهاى كه به سهو و لهو بگذراند و گورستان و پوسيدن بدنها را در آنجا فراموش كند». [٢]
و نيز از آن جناب روايت شده است كه:«دشمنترين شما به سوى ما،و دورترين شما از ما در روز آخرت،پرگويان،نازك گويان و متكبراناند». [٣]
و فرمودند كه:«متكبرين را در روز قيامت محشور خواهند كرد به صورت مورچههاى كوچك،كه به جهت بىقدرى كه در نزد خدا دارند پايمال همه مردم خواهند شد». [٤]
و فرمودند كه:«در جهنم وادى اى است كه او را هبهب گويند و بر خدا ثابت است كه هر جبار متكبرى را در آن جاى دهد». [٥]
و از كلام عيسى بن مريم است كه:«همچنان كه زرع در زمين نرم مىرويد و بر سنگ سخت نمىرويد،همچنين دانائى و حكمت جاى مىگيرد در دل اهل تواضع و فروتنى و جاى نمىگيرد در دل متكبر.نمىبينيد كه هر كه سر مىكشد و سر خود را بلند مىكند كه به سقف رسد،سقف سر او را مىشكند؟و هر كه سر خود را به زير افكند،سقف بر سر او سايه مىافكند و او را مىپوشاند؟». [٦]
چون حضرت نوح-عليه السّلام-را هنگام رحلت رسيد فرزندان خود را طلبيد و گفت:شما را به دو چيز امر مىكنم و از دو چيز منع مىكنم:منع مىكنم از شرك به خدا و كبر.و امر مىكنم به گفتن«لا اله الا الله و سبحان الله و بحمده». [٧]
و روزى كه حضرت سليمان بن داود-عليهما السلام-امر كرد كه:مرغان و جن و انس بيرون آيند،پس بر بساط نشست و دويست هزار نفر از بنى آدم و دويست هزار نفر از جنّيان با او بودند و بساط او به قدرى بلند شد كه صداى تسبيح ملائكه را در آسمانها شنيد سپس اين قدر ميل به پستى كرد كه كف پاى او به دريا رسيد پس صدائى بلند شد كه
[١] كافى،ج ٢،ص ٣١١،ح ١٤.
[٢] الترهيب و الترغيب،ج ٣،ص ٥٧٠،ح ٤٠.(با اندك تفاوتى).
[٣] سنن ترمذى،ج ٨،ص ١٧٥(با اندك تفاوتى).و قريب به اين مضمون در بحار الأنوار،ج ٧٣،ص ٢٣٢.
[٤] مسند احمد بن حنبل،ج ٢،ص ١٧٩(با اندك تفاوتى).
[٥] مستدرك حاكم،ج ٤،ص ٥٩٧.و الدر المنثور،ج ٤،ص ٧٣.
[٦] احياء العلوم،ج ٣،ص ٢٩٧ و قريب به اين مضمون در بحار الأنوار،ج ٧٨،ص ٣١٢.
[٧] احياء العلوم،ج ٣،ص ٢٩١.