معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٢٧ - مفاسد بيمارى نفس و فوائد صحت آن
حالاتى چند است كه هيچ ملك مقربى و پيغمبر مرسلى طاقت و توانائى آن را ندارد».
و هر كسى كه در مقام سلوك راه سعادت باشد،و مراقبت از احوالات خود نمايد، به قدر استعداد و قابليت خود بر مىخورد به آنچه مىرسد به او از الطاف ربانيه و فيوضات رحمانيه،و ليكن فهم ما ادراك فوق رتبه خود را نمىكند اگر چه بايد از بابت ايمان به بعثت،تصديق و اقرار به آن نمايد.همچنان كه ما ايمان داريم به نبوت و خواص پيغمبرى و ليكن حقيقت آنها را نمىشناسيم.و عقول قاصرۀ ما احاطه به كنه آنها نمىكند،چنانچه احاطه ندارد جنين به عالم طفل،و طفل نمىداند عالم مميز را،و مميز عامى نمىفهمد عالم علماء را،و علماء نمىشناسند عالم انبياء و اولياء را.
و به حكم عنايت ازليه درهاى رحمتهاى غير متناهيه الهيه بر روى هر كسى گشاده،و بخل و«ضنت» [١]از براى احدى نشده،و ليكن رسيدن به آنها موقوف است به اينكه آئينه دل صيقل داده شود،و از كدورات عالم طبيعت پاك شود،و زنگ اخلاق ذميمه از آن زدوده گردد.پس حرمان از انوار فيوضات الهيه،و دورى از اسرار ربوبيه،نه از بخل مبدأ فياض است،«تعالى شانه عن ذلك» [٢]بلكه از پردههاى ظلمانيه ذمايم صفات و عوايق جسمانيه است كه بدن آدمى را احاطه نموده است.
هر چه هست از قامت ناساز بىاندام ماست
ورنه تشريف تو بر بالاى كس كوتاه نيست
و مخفى نماند كه آنچه از علوم و معارف و اسرار كه آدمى به واسطه تطهير نفس و تصفيه آن مىفهمد،نه مانند اين علومى است كه از«مزاوله» [٣]كتب رسميه و ادله عقليه گرفتاران عالم طبيعت و محبوسان زندان و هم و شهوت مىفهمند،بلكه آنها علوم حقيقيه نورانيهاند كه از انوار الهيه و الهامات حقه ربانيه مستفاد شدهاند.و چندان ظهور و جلا و نورانيت و صفا از براى آنها هست كه قابل شك و شبهه نيستند،و اين علمى است كه حضرت فرمودند:
«انما هو نور يقذفه الله في قلب من يريد». [٤]«يعنى:علم،نورى است كه حق-تعالى- مىافكند آن را در هر دلى كه مىخواهد».و حضرت امير مؤمنان-عليه السلام-در كلمات بسيار،اشاره به اين علم فرمودهاند،و از آن جمله در وصف راستين از علما مىفرمايند:
[١] دريغ.
[٢] خداوند-متعال-بالاتر و برتر از آن است كه محروميّت افراد از انوار فيض الهى را به او نسبت داد.
[٣] ممارست.
[٤] بحار الأنوار،ج ١،ص ٢٢٥،ح ١٧.