معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ٨٨٦ - اسرار باطنيّه مقدّمات و اعمال حجّ
در نزد آن مىگويند:«امانتى ادّيتها و ميثاقى تعهّدته».يعنى:امانت خود را ادا كردم و پيمان خود را نگاهداشتم،تا حجر الأسود به اين شهادت دهد». [١]
و فرمود كه:«ركن يمانى درى است از درهاى بهشت كه از روزى كه گشوده شده است هرگز بسته نشده است». [٢]
و بايد قصد آدمى در وقت بوسيدن اركان و چسبانيدن خود به مستجار بلكه هر جزئى از خانه،طلب قرب باشد از راه محبّت و شوق به خانه و صاحبخانه.و تبرّك جستن باشد به رسيدن بدن به خانه.و اميد داشتن به اينكه:به اين وسيله بدن او از آتش جهنّم محفوظ بماند.
و چون چنگ در دامن خانه كعبه زند نيّت آن كند كه:دست در دامن خدا آويخته و طلب مغفرت و امان مىكند مثل تقصير كارى كه دست در دامن بزرگى زند.و چنان قصد كند كه:ديگر مرا ملجأ و پناهى نيست.و به جز عفو و كرم تو راه به جايى ندارم.و دست از دامن خانه تو بر نمىدارم تا مرا ببخشى و مرا امان عطا فرمايى.
و چون به ميان صفا و مروه به جهت سعى آيد بايد متذكّر شود كه:اينجا شبيه است به ميدانى كه در بارگاه پادشاهى واقع باشد كه بندگان در آنجا آمد و شد مىكنند گاهى مىآيند و زمانى مىروند و به جهت اظهار اخلاص خدمت،و اميد نظر رحمت در آنجا تردّد مىنمايند.مثل كسى كه:به خدمت پادشاهى رسيدهباشد و بيرون آمده باشد و نداند كه پادشاه در حقّ او چه حكم خواهد فرمود.پس در دور خانه آمد و شد مىكند كه شايد در يك مرتبه بر او ترحّم كند.و در وقت آمد و شد در آنجا،ياد آورد آمد و شد خود را در عرصات محشر ميان دو كفۀ ميزان اعمال خود.
و چون به عرفات حاضر شد نظر به ازدحام خلايق كند و ببيند كه:مردمان به لغتهاى مختلفه صداها بلند كردهاند و هر يك به زبانى به تضرّع و زارى مشغولاند.و هر كدام به طريقۀ امام و پيشواى خود آمد و شد مىكنند،ياد آورد عرصۀ قيامت و احوال آن روز پر هول و وحشت را.و پراكندگى مردمان را در آنجا به طور حيران و سرگردان.و هر امّتى به گرد پيغمبر و امام خود جمع شده و چشم شفاعت بر او انداختهاند.پس چون به اين فكر افتاد دست تضرّع بردارد و با نيّت خالص به درگاه خدا بنالد كه خدا حجّ او را قبول كند و او را در زمرۀ رستگاران محشور سازد.و چنان داند كه:نوميد نخواهد شد، زيرا روز،روز شريف،و موقف،موقف عظيمى است.و بندگان خدا از اقطار زمين در آنجا جمعاند و دلهاى همه به خدا منقطع است.و همّتهاى همه مصروف دعا و سؤال
[١] بحار الأنوار،ج ٩٩،ص ٢٢٦،ح ٢٦.
[٢] بحار الأنوار،ج ٩٩،ص ٢٢٠.(با اندك تفاوتى).